- ناخن كه ميگيرند بايد جمع كنند كه اگر پريشان كنند پريشانى ميآورد ، و بايد در پاشنهء در ريخته بگويند غم برو شادى بيا - محنت برو روزى بيا .
- اگر ناخن را در پاشنه در بريزند هنگام ظهور خر دجال پنجرهاى شده جلو در را مسدود مىكند تا صاحب ناخن نتواند بتماشاى خردجال رفته از متابعين درآيد .
- الخناس پسر شيطان است كه هر كارى كه از عهده پدرش برنيايد او انجام ميدهد .
- حضرت صاحب بعد از ظهور خردجال كه از هر موى او صداى يك ساز درميآيد ظهور مىكند .
- قاتل امام زمان پيرزن ريشدار مىباشد .
- دنيا كه آخر شد همه ميميرند بجز پيرزنى كه همه پولها را كپه كرده بالاى آن نشسته گريه مىكند كه آنها را به كه نزول بدهد .
- هر گنج را يك اژدهائى رويش خوابيده .
- هر خانهاى يك مار دارد كه صاحبخانه مىباشد .
- مرغ عطشان مرغى است كه كنار رودخانه از تشنگى ميميرد از ترس اينكه اگر از آب آن بخورد تمام مىشود .
- عوج بن عنق آدمى بود كه از بلندى وقتى تيغ به پايش ميرود و مادرش آنطرف رود نيل بوده پايش را به طرف مادرش دراز مىكند كه تيغ را بيرون آورد و در همين هنگام عزرائيل مأمور شده قبض روحش مىكند و استخوان قلم پاى او پلى بر روى رود نيل مىشود كه هنوز قافله از رويش ميگذرد !
- عوج درختهاى جنگلى را كنده بر پشت گرفته از همان بالا كه از كوه دماوند بلندتر بود به زمين ميانداخت و از صدايش زنهاى آبستن بچه ميانداختند و مردم جمع شده برايش شلوارى به نسيه كه صد هزار توپ دبيت برد دوخته بدهكارش كردند و از آن پس از ترس طلبكار آهسته آمده آهسته بار را به زمين
طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 538
مساهمون: جعفر شهرى باف
ص٥٣٨