ضيغم را ميتركاند گرديده عذابهاى گوناگون غير قابل توصيف را گرفتار بيايد .
عذاب و عقاب : اين نيز مقرر و معين است كه در ذرات معلوم گرديده هرآينه كسى گنهكار و قابل عذاب خلق شده باشد وسائل گنهكارى و بدكردارى و بدعقيدتى و ستمكارى و مانند آن را برايش فراهم ساخته بسوى آن سوقش ميفرمايد تا او را عذاب كه آن نيز مصلحت و مشيتى از مصالح و علم حكمت او مىباشد نمايد و هرآينه آمرزنده و بهشتى خلق گرديده وسائل خيرات و نيكانديشى و خوشرفتارى با خلق خدا و اعمال حسنه و نيات پسنديده جهتش فراهم ساخته بسوى جاده جنان راهيش ميفرمايد و گاه كه با علم لدنى خويش كوهى را به كاهى بخشيده گناهان صد سالهاى را به ثواب رهانيدن موشى از چنگال گربهاى بخشيده اسباب آمرزشش را فراهم نمايد .
معاد و سئوال و جواب : اين نيز بسته به نظر عنايت يا قهاريت او بوده كه بر چه بنده لطف و مدارا داشته كدام بنده را جهنمى خواسته باشد كه در صورت اول محاسبات را آسان گرفته ، آنچنانكه كسى سفارشى از بزرگى به نزد قاضىاى برده با صد گناه مورد برائت واقع ميگردد و يا آنكه مدعيان وى را چنان در تنگنا ميگذارد تا وى را بحل نمايند و قهر گرفتگان را كه با ارائه هزار اعمال حسنه هنوز در مؤاخذه كارهاى بهترشان قرار داده آنچنانكه گرگ بره را مقصر ميشمارد تا وى را به دمار هلاكت اندازد .
شرك : آنست كه كسى بنده را قادر و همپايه خالق گذارده يا او را كارگذار بداند مگر آنكه وى را وسيلهء كار بشناسد يا آنكه در دل به كسى اعتقاد نمايد و جز خداوند علّام ديگرى را عالم به غيب و احوال آينده بداند و عزت و ذلت را جز از خدا قبول داشته باشد و از پسندهها خوشنود و از ناپسندها ناخوشنود و ناراضى بوده باشد و بزرگترين گناهان آنكه خاطرى از مخلوق خدا را چه انسان و چه حيوان آزرده ملول گرداند و تجاوز بحقوق ديگران و قتل نفس و مردمآزارى داشته باشد و خاصه مردمآزارى گناهى كه آن را شديدترين معاصى ميدانستند و
طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 533
مساهمون: جعفر شهرى باف
ص٥٣٣