تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 515

مساهمون:

ص٥١٥
قرائت نمود و در رختخواب رفتن و خاموش كردن چراغ كه حتما بايد براى دفع گزندگان دستها را بهم زده اين رباعى را با صداى بلند خوانده پس از آن ديگر سخنى نگفته چيزى گفت و شنيد ننمايند .
بستم دم مار و نيش عقرب بستم * نيش از دم و دمّ هردوشان بشكستم شجا قرنيا قرنيا قرنى * بر نوح نبى سلام كردم رستم

جن كه بود و چه بود ؟

از اقتباس آيات قرآنى جن موجوداتى بودند نامرئى با نيروئى فوق انسانى و به اعتقاد عوام مخلوقاتى كه بهر كار قادر و از هر واقعه‌اى چه وقوع يافته و چه نيافته مطلع ميبودند و به عقيده‌اى همپايهء جنين كه هم وجود داشتند و هم وجود نداشتند و هم بودند و هم موجوديتشان به ارائه نميآمد ، مانند طفل در شكم مادر كه مادر او هم فرزندى داشت و هم نداشت در معنى آنكه هرگاه كسى او را منفرد خوانده بود ناروا گفته بود و هرگاه وى را زوج خوانده با فرزندى شناخته بود جفتى همراه مادر نبود تا بتواند فرزندى از او نشان داده اثبات نمايد ، و اعتقادى ديگر در قوه‌اى مرموز ناشناخته مانند هوا و حرارت و برودت كه هم موجوديتشان ثابت بود و هم كسى نميتوانست آنها را رؤيت كرده حجم و بعدى از آنان معرفى نمايد و نظرياتى مانند ارواح سرگردان از گذشتگان و موجوداتى عارى از جسميّت مانند خيال و مخلوقاتى مؤثر همپايهء شعاع و آفريده‌هائى شادىبخش مثال لذات و انكارناپذيرانى همانند اندوه كه هم هستند و هم قابل لمس نميباشند ، ولى آنچه مسلم بود و هر نام و هر عقيده كه برايشان اطلاق ميگرديد موجوديتشان را محرز مينمود آن بود كه عجايبى گهگاه بنام آنها مانند اثرات هيپنوتيسم و مديوم و احضار روح و سئوال و جواب‌هاى مشكل بوسيله احضار در آئينه و خواندن در آب و معاينه‌ى در اشعهء چراغ و امثال آن بظهور ميرسيد كه براى اهل علم و مطالعه وجود ايشان را ثابت مينمود و براى عوام