كارگذارانى كه توسط آنها نيات و مقاصد دشوار و غير قابل انجامشان بوقوع ميپيوست ، از آن جمله بودند جادوگرىهائى كه موكلين انجام آنها را اجنه و شياطين دانسته توسل به آنان ميجستند ، با اين انديشه كه بشر از خاك و ماده سفلى و شياطين و اجنه از آتش و ماده علوى خلقت يافتهاند كه مخلوق علوى بر موجود سفلى كمال و برترى را داشته از عهدهء هر خواسته و تكليف برآمده ميتواند هر ناهموار و غير قابل تحملى را با شرايطى سهل و هموار و تحميل نمايد . تا آنجا كه چهبسا افراد را نشانه مىآوردند كه جنيان با آنها دوستى و مراوده داشته برايشان چيزها آورده ، توى صندوق و زير تشك و متكايشان پول گذارده كارسازى ميكنند !
درباره اثرات جادو نيز كه چه ارتباطى با سوزاندن يك كاغذى و به راه انداختن دودى و يا در آب شستن اسمى با شخص مورد نظر ميتواند باشد اين عقيده در ارتباط جرقه به چوب و اشتعال چوب بسوى ديگ و جوش آمدن آنكه هراينه آن جرقه يا شعله در خود ديگ ميافتاد خاموش ميگرديد و چون به پنبه يا چوب رسيد و اين دو را دوستى و پيوند محبتى باهم بود اشتعالى بوجود آمد و در نتيجه مسبب سببى گرديد كه آب ديگ به جوش آمده كارگذار كسى گردد كه آن دوستى را ميان جرقه و چوب بوجود آورده آنها را بهم الفت و محبت بخشيده است و دود كه كارش راندن حشرات و اختناق آوردن و سياهى بخشيدن مىباشد همراه اثرات اسامىاى كه كيفيت گريزانندگى آن را زيادتر مىكند موجودات موذيهء سحّار را ميپراكند ، در مثال آب كه با شيرينى و شور و ترش شدن اثر آبى او از ميان رفته حالت ديگر و اثر وجودى ديگر يافته اگرچه به ظاهر به صورت همان آب بوده باشد چه بسيار كه گاهى حياتبخشى نموده زمان مماتآورى مينمايد و دارو كه در معده داخل شده درد سر و دست را رفع مىكند ، و در مثال ديگر آنكه دو دست به هم خورده درد در اندرون بوجود ميآيد و دو سنگ بهم برخورد نموده صداى آن گوش را ميخراشد و انگور با تصرف وجود هواى خارجى سركه و
طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 516
مساهمون: جعفر شهرى باف
ص٥١٦