تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 513

مساهمون:

ص٥١٣
اذهان مىانداختند و اين‌ها همانها بودند كه دولت‌ها را منفصل و حكومت‌ها را منتزع و هو و جنجال‌هاى مختلف جهت مقاصد گونه‌گون راه انداخته ملت و دولت و ما فوق و مادون را تحت رقبهء اطاعت درميآوردند تا آنجا كه غفلت هر يك از مصادر امور در دست‌بوسى آنها در اوقات مقرر و اخذ دستور العمل موجب انتزاع و سقوطشان ميگرديد و اندك تبحّر و نافرمانى از فرامينشان سنگ قلابى بود كه رفته ( سال ديگر با برف پائين بيايد ) ؛ سوم علماى دربارى كه با سلاطين نان به‌هم قرض داده ، ايشان تقويت آنان و آنها تمشيت جلالت ايشان ميكردند ؛ علمائى با عمامه‌هاى گنده و پاچه‌هاى گشاد وگردن‌هاى ستبر و اندامهاى سمين و شكم‌هاى پيش‌آمده و راه رفتن‌هاى گشاد و غبغبهاى افكنده و چشمان دريده ملتمس سلام و البسهء فاخر و عباهاى سيم‌بفت و آستينهاى فراخ و نعلين‌هاى نك‌پنجه‌اى و عساكران بسيار دنبال‌رو ، در خانه‌هاى وسيع و خدمه بسيار و بست‌وبند و حريم تودرتوى و زنان متعدد و حرمسراهاى هارونى و خدمهء زن و مرد فراوان و ميرزا و محرر و ( غلام بچه ) ! و ارسال مراسلات خارج و داخل و مراجعان متعدد و چوب و فلك و حدوحبس و تبعيد و تكفير نشانه اين گونه علماى ساختگى بود كه در تهران يعنى در شهر زودباورها فراوان يافت ميشدند . البسه كم‌قيمت و قيافه‌هاى متين و اندامهاى استخوانى و سيماهاى افسرده و متفكر و خانه‌هاى اجاره‌اى و اندرون خلوت و بيرونى كم‌مراجع و مستمندان زياد متوقع نماينده علماى واقعى و ملى كه مگر مريدانشان را ضعفا و محرومان تشكيل ميدادند و كارشان آنكه عقدى خوانده تحرير شهادتى نموده ، قسمى داده قسمى گرفته نمازى خوانده ، استخاره‌اى نموده ساعت خوب و بد تقويمى ديده ، درس و تعليم مسائل دينى داده و شاگردانى منزه تربيت بكنند .

آفات شب‌ها ؟

بقول عوام از مغرب شرعى كه بعد از اذان مسجد بود اين اماكن يعنى دكان و
طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 513 | جعفر شهرى باف