ديگر : پوست سير و پوست پياز و فضله سگ را شب شنبه يا شب چهارشنبه دود كرده خود را بر دود آن بدارد .
ديگر : يك تا هفت پسر نابالغ را واداشته تا بر روى محل سحر زده كه چيزهائى در آن پاشيده شده ظن و گمان بوجود آورده بود شاشيده سحر شده از روى آن قدم بردارد .
ديگر : چهار قل را كه شسته آب آن را بر سر بريزد .
ديگر : قلياب و سركهاى را كه هفت دختر نابالغ قلياب آن را كوبيده باشند بپاشد .
ديگر : آب جام باطل سحر بر سر ريخته با هر ريختن كه بايد هفت مرتبه باشد يك مرتبه بگويد ( هركه كرد عاطل من كردم باطل به حق مبطل سحر بابل ) و اين جملهاى بود كه در هر نوع ابطال سحر كه اگر هم همهاش را نميتوانستند كلمات اولش ( هركه كرد عاطل من كردم باطل ) را بايد بر زبان بياورند .
ديگر : هزار و يك دانه اسفند را در پارچهء كبود نو بسته آويزان نمايند .
ديگر : ( اسفند آويز ) كه ميوهء تازه اسفند را كه به شكل نخود مىباشد نخ كشيده مانند مگسپران چهار پايان ساخته از داخل بالاى سر در خانه آويزان نمايند .
ديگر : نعل اسب را كه از راه يافته باشند جلو در خانه يا دكان بكوبند .
ديگر : شاخ مار را كه با تكهاى سوزن شكسته در پهلوى چپ بياويزند .
گشايش كار و بخت
- عامل براى هرچند سال كه از عمرش گذشته است جهت هر سال دوازده خرما گرفته سوره ياسين بر آنها خوانده نيت كرده شب جمعه نثار اموات سر چهارراه برده خير بكند .
- هفت مرتبه سوره حمد را بر هفت تكه از پارچه لباس خود نوشته در هفت قبر يا قبرستان دفن نمايد .