تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 517

مساهمون:

ص٥١٧
سركه با دخالت هوا شراب و شراب با ورود نمك سركه و سركه با تصرف هوا مايعى فاسد و بيمصرف ميگردد و اين همان هوا بود كه بىسببى يا باسببى موجب سركه شدن انگور و همچنان وسيله فاسد شدن آن گرديد و تداخل نمك كه وسيله استحاله و تغيير كيفيتى براى شراب گرديده اثر مست‌كنندگى او را به مستى برندگى تبديل داده ماهيت او را متبدل گردانيده پس درباره جادو شايد اين نيز از خواص حالات و امورى از اطوار فيزيكى يا طبيعى اشيائى بوده باشد كه چنان احوالى را در اجسام و احوال بوجود ميآورد و در آخر عجايب ناشناخته‌اى كه هنوز فهم شير پى بدرك آنها نبرده مانند ميليون‌ها مجهول نامعلوم مىباشد . بارى اين همان جنيان و شياطين بودند كه كارپرداز آدميان بوده اعتقاد بسيار به آنها ميورزيدند تا آنجا كه كمتر كسى از عالم و عامى بود كه به آن عقيده‌مند نبوده باشد با تفاوت آنكه اگر عوام فقط خواص آن را ميجستند خواص درصدد دست يافتن بكيفيات و اصول او ميبودند ، كه از آن جمله بود رياضت تسخيرات جنيان و شياطين و كواكب و ارواح و مانند آن‌كه بعضى روزنه نورى يافته دنبال كرده يا چيزى بدست نياورده ، نااميد ميگرديدند و اينك چند نمونه از كارهاى عوام كه با آن امور دلخواه را گذرانده ؛ گشايشات و بستگىها و حل و عقدها و محبت‌ها و عداوت‌ها و پيوست‌ها و ابطال‌ها و اجتماع‌ها و آوارگىها ميكردند .

باطل سحر

براى باطل سحر دستور آن بود كه سحر زده بر سر دو پاى خود نشسته دستها را از پشت بوسط پاها آورده شست‌ها را پهلوى هم گذارده بر روى آن بول بكند . ديگر : سه اذان در ظرفى بول كرده اذان چهارم آن را بر سر ريخته مشتى بياشامد .
طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 517 | جعفر شهرى باف