صداى زنگ آنها در شمال و جنوب شهر تا كمكم كه ساعت متداول گرديده از اندرون سلاطين بخانههاى وزرا و اعيان و رجال و پائينترىها و عوام راهيافته ساعتهاى جيبىى بغلى ببازار آمده متعارف شده جانشين اوقات شناسائى ديرين گرديد .
ساعتهاى خانهها به چند صورت بود كه ابتدا اندازههاى آنان از يكى دو قد آدمى تجاوز كرده با زنجيرهائى كه وزنههاى كوك آنها را نگاه ميداشت در بالا و كنار و گوشههاى طالارها و شاهنشينها و گالرىها و پنجدرىها قرار ميگرفت تا ساعتهاى كوكى سربخارى كه با اشكال مختلف جلوهگرى كردند از جمله ساعتهاى وقتشمار معومعوكن گربهاى كه در هر نيمساعت و ساعت سر گربهاى از آن بيرون آمده سر به اطراف گردانده معومعو مينمود و ساعت طوطى و قنارىدار كه به همان صورت سر ساعت صداى طوطى و قنارى مينمود و ساعتهاى جيبى بغلى كه بهترين آنها ساعتهاى دوقابهى نقرهء ميناكارى سفارشى كليد كوك « 19 » از تصاوير ناصر الدينشاه يا اتابك بود كه ساعت بمبئىاش گفته از هندوستان ميآمد و عقيده داشتند كه يكى از آنها عمر آدمى را كفايت مينمايد كه با زنجيرهاى طلا و نقره در جيبهاى جليقهها جا ميگرفت .
ساعتها غروب بغروب كوك ميشدند ك بعدها بغروب كوك معروف گرديدند چه در ابتدا تا وقتى كه فرنگ رفتهها از فرنگ برنگشته ساعتهاى ظهر كوك نداشتند ظهر كوكى و غروب كوكى ساعتها مطرح نبوده همگان اول غروب و اول صبح را ( دسته ) « 20 » كه عقربهها بر روى دوازده سوار ميشدند ميشناختند و
هامش
( 19 ) . عموما ساعتهاى اوائل با كليد كوك ميشدند و كليد ساعتها زينت ديگرى بود كه بزنجير ساعت بسته شده از تكمه جليقه در معرض نمايش قرار ميگرفت .
( 20 ) . ساعت 12 را دسته يا سردسته ميگفتند و اين از آن جهت گرفته شده بود كه كلا ساعتها دوازدهشان زير دسته كوك قرار ميگرفت .