اين به اين ترتيب بود كه همان آفتاب زردى و گرد گله و كاه زردى ملاك كوك و ميزان ساعتهاى ايشان شمرده ميشد كه هريك بنوعى يعنى با يك نشانه ساعت خود را ميزان ميكردند از اينرو چنانچه دو ساعت با هم موافق بوده هردو بيك ميزان نشان ميدادند « كه هرگز چنين چيزى ممكن نگرديده از نوادر بشمار ميآمد » از عجايب بود كه با آن فالهاى نيك گرفته مثلا اگر كسى بخواستگارى و بلهبران دخترى رفته بود و ساعت پرسيده دو نفر ساعت از جيب كشيده هردو يك موقع را اعلام ميكردند آن وصلت را از خوش شگونترين وصلتها ميدانستند كه بايد بهر صورت پذيرفته بانجام رسانند و همچنين در ابتداى كارها و شركتها و خانه خريدنها كه اين از سعادات آن كار بشمار آمده با دل قرص و روحيهء قوى از آن استقبال ميكردند .
پس معيار ميزان ساعتها آفتاب بود كه در غروبها شفق مينمود و اين همان دسته بود كه عقربهها بالاى دوازده بر روى هم قرار ميگرفت و از آن ساعت بود كه هرچه از آن ميگذشت نيم ساعت و يك ساعت و يك ساعت و دو ساعت و هشت ساعت و ده ساعت از دسته گذشته ميگفتند ، همچنين در روزها كه اول دسته زمانى از صبح بود كه عقربهها بر روى عدد دوازده واقع شده و از آن زمان تا غروب را نيز از دسته گذشته ميگفتند و مطابق تقاويم آن روز اذان ظهر فلان مقدار ساعت و فلان مقدار دقيقه از دسته گذشته بود كه هر روز در تقاويم منعكس ميگرديد و همين اختلاف نيز در اداى نمازهاى فرادا و جماعت كه پيشنمازى ساعتش از جهت احتياط نيمساعت و بيشتر عقبتر كوك و ميزان شده ، ملائى ديگر جلوتر و مؤمنى احتياط را از ( احوط ) به اكمل رسانيده از آن زيادتر تأخير انداخته ، يكى پيشتر قرار داده ، صداى اذان مسجدى آفتاب به رو و اذان مسجد ديگر آفتاب زردى و از آن ديگرى در مغرب و بعد از مغرب تا به تاريكى و شامگاهان ميانجاميد و نماز صبحگاهان كه از يكى پيش از طلوع و از ديگرى بعد از طلوع شروع ميگرديد تا نزديك آفتاب كه گاهى با ركعت آخر و
طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 511
مساهمون: جعفر شهرى باف
ص٥١١