ميكشيد ، به اين معنى كه دو سه ساعت و كمتر و بيشتر تاخير و تعجيل در هر قرار مؤثر اثرى نبود تا در آن ملاحظه نمايند .
بعد از اين شناسائى اوقات جهت اداى فرايض بود كه در ماه رمضان سحرخوانها و اذانگوها و توپچىهاى افطار و سحر و در مواقع عادى بوقهاى حمام و اذان مأذنهها و توپ ظهر و مغرب و سوت قورخانه و حركت پيشنمازها به طرف مساجد و بازگشتشان و نمازهاى پاى دكانهاى كسبهء رياكار و صداى خروس و بازگشت كلاغها در غروبها از صحرا به شهر و شروع و ختم پخت دكان نانوائىها و روشن و خاموش شدن چراغهاى جلو دكاكين پزندگىها و امثال آن برايشان ساعت و نمودار اوقات روز و شبشان بود كه از آنها رفع حوائج ميكردند .
ديگر ( شاخص ) « 18 » هاى كنار حوضهاى مساجد كه با آن اوقات ظهر معلوم ميگرديد و بعد از آن دراز و كوتاه شدن سايهها و پس از آن چوبهائى كه در خانهها بر روى بامها استوار كرده از بلندى و كوتاهى سايه آن اوقات پيش از ظهر و بعدازظهر را ميشناختند و پس از آن چشم گربهها كه ساعت واقعى آنها به حساب ميآمد و ديگر سايهء انگشت وسط در كف دستها كه چه مقدار از دامنهء آن فاصله داشته يا نزديك مىباشد و در غروبها گرد گله يعنى بازگشت گوسفندان از صحرا و كاه زردى كه برق و زردى آن در ديوارها پيدا نباشد و در شبها ستاره زهره و ستاره سحر و بانگ بگير و ببند شبگردها و صداى شيپور نوبتيان و ديگر صداى زنگ كاروانيان و روشن و خاموش فانوسهاى كوچهها و پس از نصب ساعتهاى بالاى عمارت شمس العماره و سر در مسجد مشير السلطنه ،
هامش
( 18 ) . يعنى ساعت آفتابى : سنگ صاف تراشيدهاى را مستوى كنار حوض بعضى مساجد مخطط نموده تيغه فلزى بر آن سوار ميكردند كه چون سايه بپاى فلز ميرسيد ظهر شرعى را معين مينمود .