تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 508

مساهمون:

ص٥٠٨
حواله راهگذر مزاحم نموده راه را خلوت و بلامانع ميساختند و كسى را هم جرأت آن نبود تا بنوكر آقا و خادم اولاد رسول نگاه چپ كرده اعتراض نموده اسب ايشان را يابو صدا نمايد .

فانوس‌كشها ؟

علاوه بر علما اعيان و رجال و بزرگان نيز فانوس كشهائى داشتند كه در عبور شبها فانوس و فانوسهائى را پيشاپيش آنها كشيده ايشان در چندقدمى فانوس و همراهان بدنبال وى حركت ميكردند با تفاوت آنكه فانوس بزرگان را عدهء فراش و خدمه نيز جلودار روانه ميشدند و از آن علما همه بدنبال آقا طى طريق ميكردند و فانوسهاى بزرگان را كه گرفتاران و خواهشمندان پول شمع‌هايشان را ناچار پيشكش مينمودند و يا بنام پول شمع و چراغ خود و نوكرانشان جبارىها نموده اخاذىهائى كرده مردم راه رفتن در نور فانوس آنها را حرام ميدانستند و ته سوخته شمع فانوس علما را كه حاجتمندان براى گشايش كار مردان و گشودن بخت دختران و رواى حاجات به كار ميبستند .

اوقات با چه شناخته ميشد ؟

وقت مردم چندان ارزشى نداشت تا درباره آن دقت به كار برده بخواهند براى آن ساعت و دقيقه معين داشته باشند ، چه هر وقت بسر كار رفته رفته ، هرگاه بازگشته گشته ، هر زمان خورده خورده و هرگاه خفته خفته و تكليفى بر آنها نبود تا زمان معينى را مسئول بوده وقت مشخصى را پابند بوده باشند و اوقاتشان در وعده‌هاى ملاقات‌ها چنين بود كه يا ميگفتند پيش از ظهر كه از دو سه ساعت از ( دسته ) بالا آمده « اول آفتاب » تا اذان ظهر بود و قرار بعدازظهر و عصر از دو سه ساعت از ناهار گذشته تا مغرب و قرار شب از اول غروب تا بگير و ببند « ساعات ممنوعه » كه ملاقات كننده ميتوانست مراجعه نمايد و ملاقات گيرنده كه انتظار