مركوب علما
روضهخوانها كه علما گفته ميشدند عموما بجز سادات آنها الاغ سوار ميشدند و هر روضهخوان يك نوكر پيشتاز داشت كه از هنگام سوار شدن آقا كه ركابش را گرفته سوارش نموده دهانه را به دستش ميداد با پاى برهنه جلوش به دويدن پرداخته الاغ عادت كرده را در چند قدم فاصله به دنبال خود ميكشيد تا انتها كه مجالسشان به آخر رسيده روضهها تمام شده آقا پا از ركاب تهى نمايد . فايدهء اين كار آن بود كه اولا نوكر پيشتاز با پيش دويدن خود راه را براى حركت الاغ باز كرده موانع را از جلو راه او كنار مينمود و ديگر صورت مجالس را در سينه سپرده داشت الاغ را هدايت كرده آقا را از زحمت افسار و دهانه جنبانيدن ميرهانيد و در پياده شدن آقا ركابش را گرفته ، حافظ الاغ بوده مواظبت و نگاهدارى او ميكرد و در آخر كه كار پذيرائى او را به عهده داشته ، مهترى و رعايت كاه و جو و تيمار و قشواش را مينمود .
اين وظيفه روز و خدمت از سوار و پياده شدن آقا ببعد او بود و شبها نيز خدمتى ديگر داشت كه عصاى آقا را در دستى و فانوس پارچهاى شمعىاى در دست ديگر داشته باشد و اين نيز براى آن بود كه اولا بوسيله عصا سگ و مزاحم و احيانا آدم لختكنها را از جلو آقا برهاند و از فانوس آن كه راه را روشن ساخته و مردم را متوجه حركت و وجود عالم گرداند تا اداى سلام نمايند و مخصوصا كه با بلندبلند ( خبردار ) گفتن و دويدن رهگذران را از اشتباه غيرآقا بودن وى درآورده مكلف باداى احترام گرداند و وظيفه ديگر كه در صورت وجود صيغه يا ( صيغه ) ها ايشان را خبر كرده يا خرجى رسانيده هدايا و پيشكشىها را از جمله ، باديه برنج خيسكنهاى پلوچلو را كه خود خورده برايخانواده از صاحبخانهها گرفته بود و ميوه شيرينىهاى دستمال بستهى عقد و عروسىها و گوشت و حلوا نذرىها را به منازلش برساند .
درباره دانستن مجالس روضه و پيادهسوار اين نه تنها نوكر آقا بود كه همه را