تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 505

مساهمون:

ص٥٠٥
درباره پياده‌روى و عادت مردم به آن كافى است كه گفته شود هر عصر و بعدازظهر تابستان دسته‌هاى مردمى بودند كه از تهران روانه قلهك و زرگنده و تجريش و دربند و گلابدره و دزاشيب و ونك و اوين و دركه و ( استخر ملك ) « 15 » شده براى او چاى و يك چپق و يك قليان كه در آنجاها نوشيده و كشيده ، بستنى و شربتى ميل نمايند آنهمه راه را كه گاهى رفتن و بازگشتن آن بيش از پنج شش فرسخ ميگرديد پيموده رفته باز ميگرديدند و شب جمعه‌ها كه پياده عازم فرحزاد يعنى چهارفرسخى شهر آن روز گرديده ، از آنجا به زيارت امامزاده داود رفته چهار پنج فرسخ راه كوهستانى سنگلاخ ناهموار آن را پيموده بدون توقف مراجعت ميكردند . با شاهد زندهء آن از خود نگارنده كه در يك سال از دورهء نظام كه اردوى ما در لشكرك « 16 » بود ، هر شب جمعه به ياد دوستان و ملاقات ايشان بعد از خدمات صحرائى و عمليات شبانه كه دو ساعت بعد از نصفه شب باتمام ميرسيد پياده و تنها جاده دشت و دمن ناامن شهر را در پيش‌گرفته اول آفتاب صبحانه را در چهارراه سرچشمه خورده ، تمام روز را با ياران پرسه‌زده ، به گشت‌وگذار و گاهى زيارت پيادهء حضرت عبد العظيم رفته باز گشته غروب جمعه به طرف اردو حركت كرده چيزى به نصفه شب مانده در حالى كه بيش از پانزده بيست فرسخ در آن بيست و چهار ساعته پياده‌روى كرده بودم خود را به همقطاران ميرسانيدم و شايد اين همان پياده‌روىهاست كه امروزه نيز توانسته تا ساعتها مرا در راه رفتن يارى داده خستگى و ملال ايجاد ننمايد .
هامش
( 15 ) . قهوه‌خانه‌اى با عمارتى شيروانى رنگ اخرا زده ، با استخرى خوش منظر متعلق به حاج حسين آقا ملك التجار واقع در گلاب‌دره . ( 16 ) . درختستانى در چهل كيلومترى شمال شرقى تهران .
طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 505 | جعفر شهرى باف