تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 498

مساهمون:

ص٤٩٨
ناپاك و دزد و مثل آن كمتر يافت ميگرديد كه همه شرعا و عرفا مكلف بحفظ هم و جلوگيرى از خبط و خطاهاى يكدگر ميبودند و تنها يك خبط و خطا از يكى كافى بود كه آوازهء آن به تمام شهر رسيده مخذول و سرافكنده وى را از محله و شهر برهانند و اين قانون به همين وطيره بود تا جنگ اول و پس از آن جنگ دوم كه غربائى را به شهر ريخته نظام شهرى و خانوادگى و پس از آن آزادىهاى فردى و اجتماعى بىپشتوانه شده آنها را بناسامانى و نابودى كشانيد . از حفظ عفاف پسران و آبروى زنان همين بس‌كه گفته شود در برابر پسران هرگز كلمات و مطالبى خارج از نزاكت به زبان نميآوردند ، چه روى آنها باز ميگرديد و در مجالس بزرگترها ايشان را شركت نميدادند مبادا ردهء لفظى كه خارج از طهارت بوده باشد اصغاء نمايند ، و درباره زنانى كه هرآينه يكى از ايشان از نقطه‌اى عبور مينمود اگرچه عده‌اى بهم‌ريخته قمه‌ها كشيده ، قداره‌ها افراشته سر بدشنام‌ها و ناسزاها برداشته بودند با مشاهده او با گفتن ( ناموس ) حربه‌ها را پائين آورده ، لب‌ها را از دشنامها بسته به احترم او تا دور شدن و غيبت كامل زن چشم به پائين و به حال ادب باقى ميماندند و از تعصب ايشان دربارهء زنان همين بس‌كه هرگز مردها با زنها در كوچه تردد نميكردند مبادا كسى ايشان را از خانواده آنها بشناسد تا اين‌حد كه در برخوردهاى زنان با مردان خويش در كوچه و بازار از شناسائى هم خوددارى كرده بىاعتنا ميگذشتند و در اين زمينه اين نمونه شبى چون فرزند يكى در بلواى مشروطيت دير به خانه آمده مادرش دلواپس و هراسناك گرديده سرگذر بسراغش ميآيد و پسر از آن قضيه مطلع ميگردد از غيرت آنكه چگونه مادرش سراغ او را از نامحرم گرفته با بيگانه همصحبت گرديده است متوارى گرديده جلاى وطن مينمايد و ديگر كسى از وى نشانى بدست نميآورد ، با آنكه مادرش پير فرتوت بوده با چادر و نقاب بسر گذر آمده هيچگونه تصور ناهموارى در او مشاهده نميشده است !