ننه و ننهجان و خاله و عمه و زنها مردها را داداش و عمو و دائى و مثل آن صدا ميكردند و در باطن نيز به همان كيفيت آنها را ميشناختند و بر روى اين حساب نيز امر بمعروف و نهى از منكر اهل خانه به عهده همگان بود تا بخوبىهاى هم امر كرده از بدىهاى هم جلوگيرى و ممانعت نمايند ، همچنين در اختلافها و كدورتها و قهر و بگومگوها كه از وظايف آنها بود تا مهمانى شام و ناهار ترتيب داده طرفين و اطرافيان را گردآورده بهر وسيله و تشبث كه توانند برفع كدورت متخاصمين برخاسته اصلاح ذات البين نمايند . فرزند او فرزند اين بود كه در كوچه و محله بايد مؤدب و مرتب حركت كرده از زشتى و ناپسندى خوددارى داشته باشد و اين از وظايف همسايه بود كه در صورت مشاهدهء ناسزاوارى خطاكار را مورد مؤاخذه قرار داده توبيخ و تنبيه نمايد و همچنين بالعكس از خواهشهاى اندگر كه از جلوگيرى زشتىهاى فرزندانشان خوددارى نداشته باشند و در صورت ملاحظهء قصور از بزرگترين توقعات و برخورىها كه چرا اغماض داشته او يا آنها را مثل اطفال خويش تشدد و تغير و ضربوشتم و راهنمائى ننموده از خويش نشمرده خوب و بد ايشان را بىاعتنائى داشتهاند .
حفظ نواميس اهل خانه به عهده سكنه و رعايت عفاف اهل محل به عهده ريش سفيدان محل و حفظ جان و عرض همگان به گردن داشها و لوطىها و همين رعايت بود كه كسى انديشه تخطى نداشته عفاف و منافع اهالى محفوظ و ضعفا و كمزورها و افتادگان را از ستم و تعدى خاطى و متجاوز و متجاسر مصونيت ميدادند . اين بود كه هيچ پسرى قدرت آن نداشت تا با نابابى حركت كرده در آنى اطلاع آن به گوش بزرگتر او نرسيده يا توسط خود ناظر مورد تنبيه سخت قرار نگيرد و هيچ زن و دخترى نه تا جرأت آن را داشته باشد تا گوشه صورت خويش را گشوده با غيرى مأنوس گرديده ، اگرچه ملاقات و معاشرت با همجنس و زن ديگر بوده باشد مبادا آن زن سابقه و خلقوخوى مطلوب نداشته باشد .
بر روى اين حساب در ميان طهرانى الاصل زن و مرد منحرف و نانجيب و
طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 497
مساهمون: جعفر شهرى باف
ص٤٩٧