مسئلت ميداشتند . در بازگشت نيز تا منزل اول يا نصفهء آنكه ( منزل پيشواز ) بود باستقبال رفته با سلام و صلوات و چاووشى خواندنهاى پيوسته بشهرشان رسانيده ، به همان صورت بدور كوچه محلههايشان گردانده ، نزديك خانه و داخل خانه جلوشان گوسفندها كشته واردشان ميساختند و تا روز سوم نيز مردم دسته دسته بزيارتشان آمده شب چهارم بشادمانه مراجعت شام مفصل داده همه را دعوت كرده روز بعد از آن سوقاتىها را قسمت كرده تا ماهها تعريف و توصيف سفر نقل محافل و بحث مجالسشان بود كه تعريف ميكردند .
يكى از شرايط ورود زائر به شهر بود كه با همان خاكوخل و چرك و كثافت راه و ريشوپشم سفر ورود نمايد چنانچه در رسيدن به زيارتگاه نيز عقيده داشتند كه با همان خاك و كثافت راه شرفياب حضور حضرت شوند و اين همان گرد و غبار و آلودگىهايى بودند كه شاهد و بينهء زيارت و ارادت ايشان بحضرات در روز قيامت شده وسيله شفاعت و آمرزششان ميگرديد ! از اينرو تا روز سوم كه مردم به زيارت و ديدنشان ميآمدند با همان قيافه و صورت ژوليده جلوهگر ميگرديدند ، اگرچه تا ماهها نيز يعنى تا آنگاه كه زيارت و صاحب زيارت فراموش نشده توبههاى تعهد كرده را نميشكستند و دست از ريش برنداشته آن را همچنان بلند و آشفته نگاه ميداشتند و چهبسا كه تا آخر عمر آن را كوتاه نكرده و نتراشيده موئى را كه بضريح ماليده شده بود قدر دانسته محترم ميداشتند ، و بدين جهت خوشا به حال اول كسى بود كه در پيشواز نخستين مصافحه را او نموده ، اول بوسه را او از سر و روى زوار برداشته خاك و غبار او را بسروروى خويش منتقل نموده باشد و سعادتمند كسانى كه از گرد تكانيدهى البسهء او چيزى بدست آورده نگاهداشته كه وسيله شفاى هر بيمار و مشكلگشاى هر مشكل و آمرزنده هر گناه و خوردن و خورد دادن آن هر رنج و غم و درد و مرض بيدرمان را علاج مينمود و خوشنود عيال آن زائر كه آمادگى داشته لدالورود بتواند از مباشرت و همبسترى شوهر استفاده كرده تخليهء مرد نمايد كه در صورت
طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 500
مساهمون: جعفر شهرى باف
ص٥٠٠