آداب زيارت رفتن چه بود ؟
از دو سه ماه جلوتر از حركت زن زائر مقنعه بسر كرده مرد زائر دستمال يزدى بسر پيچيده اين خانه و آن خانه و پيش اين دوست و آن آشنا راه افتاده طلب حلاليت ميكردند و همان داشتن مقنعه و بستن دستمال يزدى بسر بود كه ايشان را زوار ساخته از همان هنگام عزت و حرمتشان چندين برابر گرديده مشدىخانم و كربلائى خانم و چىچى مشدى و چىچى كربلائى بر جلو و دنبال نامشان اضافه شده مثلا اگر فاطمه بوده كربلائى فاطمه و مشدى فاطمه و اگر حسين بود كربلائى حسين و مشدى حسين گرديده بگونهء ديگر و سيماى ديگر در ديدهها ظاهر گرديده بقول علما از لحظهء اراده در رديف زوار درآمده چه برسند و چه عمرشان كفاف نداده نرسند ثواب زائر و زيارت را دريافت ميكردند تا روزهاى نزديك حركت كه خويشان و دوستان بنوبت مهمانىها بافتخارشان داده ايشان ضيافتى جهت توديع فراهم ساخته خويش و آشنا را دعوت نموده روز حركت را معلوم ميداشتند و در آن روز بود كه ( چاووش ) خوانها جلو افتاده ، اگر مسافر كربلائى بود با خواندن اشعار : بر مشامم ميرسد هر لحظه بوى كربلا - در دلم ترسم بماند آرزوى كربلا . چه كربلاست كه جانها به جوش ميآيد - هنوز نالهء زينب به گوش ميآيد . و اگر مشهدى بود اشعار : در طوس جلال كبريا ميبينم - بىپرده تجلى خدا ميبينم . در كفشكن حريم پور موسى - موساى كليم با عصا ميبينم . يوسف كنعانى ما در خراسان آمده - سنگ بر تعظيم او از كوه غلطان آمده . اغنيا مكه روند و فقرا سوى تو آيند - جان بقربانت اى آقا كه تو حج فقرائى . اى به يازده پسران على ابو طالب به شاه قبه طلا حضرت رضا صلوات . . . و تا بيرون دروازه بدرقهشان كرده در مراجعت از بدرقه بهر فقير چيزى بسلامتيشان صدقه داده تا روز سوم نيز اين تصدق را دنبال داشته اين روز آشرشتهء مفصلى بنام ( آش پشتپا ) پخته فاميل را دعوت كرده تا مراجعتشان در هر نماز و روزه و زيارت سلامتشان را از خدا خواسته بازگشت بوطنشان را