تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 494

مساهمون:

ص٤٩٤
ديگر آب‌حوض‌كشى و آب‌اندازى كه در روز زنها آب حوض را كشيده و براى تخليهء آب آب‌انبار پول بر سر هم كرده براى آب انداختن شبها مردها بنوبت مواظبت آب نموده حوض و آب‌انبار را مشروب نمايند كه همين آبيارى شبها از بهترين تفريحاتشان نيز بود كه از آخر شب فرش و سماور و چراغ بكوچه كشيده بخوروبريز و بگووبشنو ميكردند تا نوبت آبشان شده اين كار را اجماعا به آخر برسانند و همچنين عدم دخالت صاحبخانه در امر كثافت و نظافت و آبادى خرابى اطاقها و از دلبخواه‌هاى خود مستاجر تا با كثافات و آلودگىهاى در و ديوار آن ساخته يا آن را نظيف نگاهداشته رنگ و روغن نمايد و از سوراخ و ميخ و خرابى آن جلوگيرى داشته يا آن را با كوبيدن ميخها و پرده‌ها و عكس و قلاب و آويز و زشت و زيبا مشبك ساخته به صورت لانه‌زنبور درآورد ، چه اولا مستاجرى كه در خانه‌اى وارد ميشد بعيد مينمود كه به اين آسانىها از آن خانه بيرون رفته مكان را بكس ديگر بسپارد تا آنجا كه چه‌بسيار خانواده‌هائى كه در خانه‌اى خود شوهر كرده دختر به شوهر داده ، پسر زن داده ، خودشان مرده اعقابشان در آن خانه هنوز سكونت ميكردند و چون چنين بود و اطاق و اطاقهاى مستاجر جزء مايملك مالك نبود كه بخواهد از آن نگاهدارى نمايد چه لزوم كه گفتگوئى درباره آن بميان بياورد بعلاوه‌ى آنكه پس از تخليه نيز مستاجر جديد آن را تميز مينمود . چنانچه دربارهء طول اقامت و سازش مستاجر با مالك و بالعكس اين خاطره از خود نگارنده كه در خانهء زمان طفوليت باجاره‌نشينى سكونت مينموديم كه زن و مردى بنام مادر شوكت و مشهدى غلامحسين گزى نيز در آن اقامت داشتند . روزى مادرم سيم‌بازى مرا كه بىاندازه مورد علاقه‌ام بود جهت تنبيه تا سروصدا و شرارت نداشته باشم گرفته در آب‌انبار آن انداخت ، تا آنكه آب خورش ما از آن خانه قطع و به محل ديگر نقل نموديم و سالها از آن مقدمه گذشته و دورهء مدرسه من تمام و وارد جوانى شده خدمت وظيفه بسراغم آمد و از وظيفه برگشته بكسب و كار پرداخته عيال اختيار نموده صاحب چند فرزند گرديده ، وارد