خروارى 2 تومان تا بيست و دو سه قران و مويزه خروارى يك تومان و خاكه 5 - 6 قران و گلوله كرده آن براى كرسى كه بعضى ذغالفروشها هم درست ميكردند هر صد تا 5 - 6 قران .
قاعدهء خريد خاكه ذغال از اواسط بهار تا اواسط تابستان بود كه خانهدارها و مآلانديشها ميخريدند كه هم خشك و هم ارزانتر بود و درماندهها و ( اى بابا ، حالا كو تا زمستان ) گوها اواخر پائيز يا در خود زمستان كه هم بايد خيس و آبزده و هم گرانتر خريدارى نمايند .
مواد ديگر حرارتزا ؟
از جمله مواد حرارتى يكى هم هيزم بود كه جهت اجاق پختوپز خانهها و پزندههاى مانند چلو ، پلوى در اختيار بود و آن نيز به دو نوع هيزم جنگلى و هيزم باغى با خصوصيات بالا در اختيار قرار ميگرفت ، و ديگر ( پهن ) يعنى مدفوع حيوانات مانند مدفوع گاو و گوسفند و اسب و الاغ و شتر كه به كار گرم كردن آب حمامها و نانوائىهاى تافتونى و لواشى و مانند آن ميآمد و با دست عدهاى بنام ( پهنجمعكن ) از معابر بدست ميآمد و كلى آن را كه حمامىها و نانواها يكجا از سر طويلهها پيشخريد ميكردند .
قيمت هر خروار هيزم جنگلى در ميدان 3 تا پنج قران و در جلو خانه كه الاغىها آن را بار الاغها كرده دوره ميآوردند 7 - 8 قران ، كه خروارى دو سه قران هم اجرت شكستن به آن تعلق ميگرفت ، كه دنبال هر عده الاغ هيزم يكنفر هيزمشكن هم كه تبر هيزمشكنىاى به روى دوشش بود و با آن دور كوچهها ميگشت راه مىافتاد و هيزمفروش ( آى يك خروار هيزم جنگلى داريم ) داد ميزد ، و هيزمشكن هم دنبال آن ( آى هيزمشكن ) فرياد ميكشيد .
هيزمشكنى هم مانند قصابهاى نذرى بكش كه پوست و روده و با كش رفتن تكهاى از گوشت گوسفند را علاوه بر اجرت مىبرند ، آنها هم علاوه بر مزد