تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 474

مساهمون:

ص٤٧٤
اهالى آن را به عهده داشت با دكان و انبارى بزرگ كه آنها را در آن جا ميداد ، علاوه بر كاه و جو و ينگه يعنى عليق دواب كه فروش آنها نيز توسط او انجام ميگرفت . خانه‌ها غالبا داراى انبارىهاى ( جاهيزمى و جاذغالى ) هائى بودند كه سوخت زمستان را در آن جا ميدادند ، و فقرا و كرايه‌نشين‌هايشان كه اطاق اجاره ميكردند ، كته‌هائى در زير طاقچه‌هاى اطاقشان بود كه ذغال و خاكه‌هايشان را در آنها جا ميدادند و هيزمشان را كه خردخرد و روزانه از علافىها ميخريدند . البته اين كته‌ها علاوه بر جا دادن خاكه و گلوله و ذغال جاى پنهان نمودن طلاآلات و اشياء قيمتى آنها نيز « اگر داشتند » بود و همچنين جاى نگهدارى بادمجان در ميان خاكه ذغال براى زمستان و بعضى كنار گذاشتنىها و جادادنىهاى ديگر مانند مس و ظروف و امثال آن‌كه بسى كارسازشان مىآمد .

چراغ روز ؟

چراغ روشن كردن در روز براى كسبه مرسوم نبود ، چه اگر بر سر فرش و پارچه و مثل آن روشن ميكردند ميگفتند معامله‌اش حرام مىشود ، چه رنگ آن اشتباه به خريدار نموده مىشود و از جانب علما تحريم شده بود ، تا آنجا كه در زير سقف و جاهائى كه نور آفتاب رنگ جنس را حقيقى نشان ندهد حرام ميآمد ، علاوه بر آنكه چراغ بىمصرف را اسراف ميدانستند . اما در چند مورد چراغ روشن ميكردند : يكى در وقتى كه غذاى پزنده‌ها بدست آمده آماده براى پذيرائى مشترى ميشدند . ديگر براى برگزارى فاتحه در مساجد كه يكى دو چراغ جلو مسجد روشن داشته مردم را بوسيلهء آن دعوت ميكردند . و ديگر در وقتى كه جنسى مانند نان و گوشت ارزان شده بود كه براى توجه دادن بمردم نانواها و قصاب‌ها جلو دكان خود چراغ روشن ميكردند . در خانه‌ها هم روز چراغ روشن نميشد ، يعنى لازم نميآمد چه ساختمانها طورى بنا شده بود كه در روز احتياج به چراغ پيدا نمينمود . معمولا چراغ روشن كردن كسبه در روز هم پس از قحطىها
طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 474 | جعفر شهرى باف