تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 469

مساهمون:

ص٤٦٩
گذاشتن كرسى بايد روز و ساعت سعد و از روى تقويم معلوم شده باشد همچنين كه بزرگ خانواده در آن شب بايد با دستمال يا پاكتى شيرينى وارد خانه بشود .

منقل را چگونه آتش ميكردند ؟

منقلى را كه تهش گچ خيسانده كشيده درزهايش را كاملا ميپوشانيدند ، خاكستر الك كرده ، و روى آن‌كه وسطش را گود ميكردند خاكه ذغال ريخته ، آتش ذغال گذاشته باد ميزدند ، تا آن زمان كه آتش به خاكه ذغال ميرسيد پس ملايم ملايم با كفگير رويش خاكستر داده ، خاكسترهاى اطراف منقل را به دور خاكه‌ها و آتش‌هاى روبرگردانده ، فشرده و صاف نموده ساعتى براى بيرون رفتن بوى ذغالش در فضاى آزاد باقى گذارده سپس زير كرسى ميگذاشتند و هر چند ساعت يك بار لايه‌اى از رويش پس زده آتشش را تند ميكردند . اين براى بار اول آتش كردن بود و براى دفعات بعد ( خاكه رو خاكه ) كرده ، يعنى آتش مانده‌ى ته منقل را با خاك‌انداز برداشته كنار گذاشته ، خاكه ريخته بجاى ذغال همان آتش باقىمانده را رويش كشيده خاكستر ميدادند . ( گلوله ) نيز مايهء آتش ديگرى بود كه از خاكه ذغالهاى نرم بطورى كه آنها را در طشت آب ريخته شن‌هايش را به زير داده روهايش را ميگرفتند و مانند گلوله باندازهء كوفته‌برنجى بزرگ در مشت ساخته در آفتاب تابستان خشك ميكردند بود كه اول يكى يا دو و سه از آن را ته منقل گذارده رويش خاكه داده روى خاكه آتش داده يا خاكه روى خاكه ميكردند ، يعنى آتش‌هاى كنار گذاشته را رويش ريخته خاكستر ميدادند . جملهء « خاكه رو خاكه » در جاى ديگر هم به كار ميآمد و آن براى وقتى بود كه ميخواستند زن و مرد و دلبر و دلداده‌اى با هم جفت بشوند و براى اين منظور از جمع غايب ميشدند كه ميگفتند ( رفته‌اند خاكه رو خاكه ) بكنند .
طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 469 | جعفر شهرى باف