چاله كرسى
بعد از منقل كه وسيلهاى ساخته شده از حلبى يا آهن ورق و يا مفرق و ورشو و مانند آن به اشكال گرد و هشت ترك بود ، براى گرم كردن كرسى از چاله كرسى استفاده ميشد و آن چالهاى بود كه وسط اطاق « به شرطى كه اطاق زير پر باشد » كنده دورش را گچ كشيده صاف ميكردند و آتش را در آن درست كرده ، كرسى را رويش برميگرداندند . اصطلاح « برمىگرداندند » هم از آن به كار گرفته شد كه موقع آتش كردن لازم بود تا كرسى را از روى زمين برگردانده از ( نر ) بگذارند كه دسترسى به چاله كرسى آسانتر ميسر شود .
استفادهء ديگر از كرسى و آتش آن
معمولا چاله كرسى را خانوادههاى فقير و نيمهفقير درست ميكردند تا پول براى منقل ندهند و لذا لازم بود تا حداكثر استفاده را هم از آتش كرسى برده باشند ، و از اينرو از وسط سقف كرسى بجانب داخل قلابى نصب ميكردند بطورى كه قلاب مقابل چاله كرسى قرار بگيرد و ديزى آبگوشت را كه از غذاهاى شبانهروزى افراد بود پس از جوش آوردن به آن ميآويختند ، تا هم از آتش آن براى گرم شدن و هم پخته شدن آبگوشت يك جا استفاده بكنند ! كه البته هم زير آن كرسى نشستن و هم خوردن آن آبگوشت كيف داشت ! كه بخار و بوى آبگوشت همه بدن و لباس و شامه را آغشته مينمود و هم بوهاى پائين و بالاى بدن زير كرسى نشستگان ، ديزى و محتويات آن را معطر و خوشطعم مينمود ! دربارهء پيدايش و وجود خود كرسى هم اگرچه دامنهء دنيا از آن وسيعتر است كه هركس پديدهاى از آن را به خود و قوم و فردى از خود اختصاص دهد ، لاكن آنچه تاريخدانان به اذهان وارد كرده بودند آن بود كه ميگويند چون قشون عمر به همدان رسيده و دچار سرماى شديد زمستان آن ميشوند و چارهجوئى ميكنند ، به روايتى جناب عمر و به قولى حضرت على ( ع ) دستور ( حبس النار ) يعنى