تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 459

مساهمون:

ص٤٥٩
عمران و عمارت سرزمين خود بشود وادار كنند تا آن خشت و آجر را جهت بىنانى به سينه بكوبد و به همين صورت بقيه را كه عاطل و باطل محكوم بكنند .

كاسه‌ليس‌ها

در مقابل گدايان با شأن و مقام گذشته كه هرگز هم سير نميشدند ، فقراى بىدست و پائى هم بودند كه با تمام مذلت و بينوائى هرگز به صورت گدا دست سئوال بسوى كسى دراز نكرده مزاحم و ملتمس نميگشتند ، بلكه با ته مانده خورى و كاسه‌ليسى سدّ جوع ميكردند ، به اين ترتيب كه اوقات ناهار و شام به دكاكين پزندگى رفته چنانچه چيزى در ته مجمعه يا باديه ، كاسهء مشتريان مانده بود آنها را پاك كرده ميبردند و چنانچه چيزى نمانده بود به ليسيدن ته ظروفشان قناعت ميكردند ؛ بهمين‌گونه ته بشقاب‌ها و ته مانده‌ى آشپزخانه‌هاى مهمانىها و پزنده‌ها متعلق به اين جماعت يعنى ( كاسه‌ليسان ) بود كه برايشان جمع كرده در خاتمهء مهمانى و بپايان رسيدن كار در اختيارشان ميگذاشتند ؛ ليسيدن ريخته شده‌ى از ظرف و ظروف در كوچه و بازار مانند : كاسهء ماست يا شيره يا آبگوشت و پلو و مثل آن‌كه در اثر سريدن پاى شاگرد پزنده‌ها كه به خانه و دكان مشترى ميبردند و گهگاه از سر يا از روى دستشان برگشته به زمين ميريخت و يا خوردنىهاى دست خود مردم كه در اثر برخورد و حادثه‌اى ظروفشان از دستشان افتاده محتوياتش پخش زمين ميگرديد داوطلبانش همين مردم بودند كه با ولع هر چه تمامتر به زمين افتاده با شتاب به بلعيدن دست‌گيرها و ليسيدن پخش شده‌هايش ميپرداختند ، و البته نبايد تصور نمود كه اين عده هم كم بوده ، يا گفته شود از كجا در آن وقت كاسه‌ليس پيدا ميشد ، بلكه به مجرد افتادن ظرف و بلند شدن صداى افتادن يا شكستن آن در آن واحد تعدادى چون مور و ملخ هجوم آورده خود را به روى خوردنىهاى آن به زمين مىانداختند ، كه نيز زمين‌هاى غير اسفالته‌ى پر خاك و گل و كثافات و وجود مدفوعات چهارپايان را كه تشكيل