دربان و نوكر و باغبان و پيشخدمت و پيشكار و فراش و فراشباشى و كالسكهچى و سورچى و مهتر و سرطويلهدار و قاپوچى « 129 » و چراغچى و لله و دايه و محرر و آدم « 130 » و حرفبرسان « 131 » و متولى و زنجيردار و امثال اينها بود ، كه سنگينترين سربارها به حساب ميآمدند ، به اين قاعده كه : اولا هيچ كاسب و دكاندار و فروشندهء متاعى حق نداشت از يكى از اين گروه مطالبهء قيمت جنس بكند ، چه مطالبه كردن او همان و در كار و كاسبىاش توسط آن منتسب به بزرگ و عالم و امامزادهدار و سقاخانهدار بسته شدن همان ، كه كمترين خطرش كافر و از دين برگشته بودن او ميشد كه بسر زبانها افتاده دودمانش بباد ميرفت ، مگر خود آن كاسب و فروشنده نيز يكى از عوامل خود آنان بوده باشد ، يا عدم بضاعتش چندان باشد كه مردهشو بحالش گريسته خود آن فراش و نوكر و مثل آن بحالش رقت بياورد .
اينان هريك از فرد و جمع در ابوابجمعى خود سلاطين بىجقهاى بودند كه بهمهچيز مردم حكومت كرده كسى را ياراى استقلال رأى و سرپيچى از خواستهها و دستورات ايشان نميتوانست باشد ، به اين صورت كه هر كاسب و تاجر و پيشهور بدون فرستادن هدايا و پيشكشىهاى اوليه شروع به كار و تأسيس مؤسسهاى نميتوانست داشته باشد ، و ( بست ) « 132 » هايشان كه شامل جلوخوان منازل و سرطويلهها و بيرونىهايشان بود مأمنها و پناهگاههائى كه هركس ميتوانست با دادن نقدينه و جنسينهاى از هر تعرض و تعقيب و مزاحمت دولتى و
هامش
( 129 ) . كشيكچى و مأمور در خانه و اندرون .
( 130 ) . طرف اطمينانترين فرد يا افراد ارباب ؛ بيريشهاى نشانده شده كه خاص يك نفر بوده طرف نگاهدارى فرد خاصى قرار ميگرفتند را نيز ( آدم ) ميگفتند .
( 131 ) . كسى كه از نزديكى به ارباب ميتوانست حرف يا عريضه كسى را به او برساند .
( 132 ) . حريمهاى خاص خانههاى بزرگان و حدود امامزادهها كه هركس ميتوانست در آنها داخل شود از هر تعرضى در امان ميماند .