تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 457

مساهمون:

ص٤٥٧
ملتى و دوست و دشمن در امان مانده ، آلوده و مقصر داخل شده ، پاك و تطهير شده بيرون بيايد ؛ در اين حالت كه تاجر مال مردم را بالا كشيده در اين بست‌ها اعلام افلاس و ورشكستگى نمايد و هيچكس را ديگر جرئت طلبكارى از او نبوده باشد . همچنين دزد و قاتل و ياغى و شرير و متجاوز كه در آن بست‌ها امنيت تمام يافته در مصونيت قرار ميگرفت ، كه البته شرط اول ورود همه اين اشخاص چرب كردن زير سبيل يكايك اجزاء آن خانه و رساندن مبالغ كافى جهت خود ارباب ميآمد . در اينحالت روشن مىشود كه همه اين مظالم سرشكن طبقات بىدست‌وپا و مظلوم جامعه ميگرديد ، چه تاجرى كه هستى ده‌ها و صدها تن را بالا كشيده خود را در حريم بست انداخته مال مردم را تصاحب مينمود همه سرشكن مال‌باخته‌ها ميگرديد ، به همين صورت دزد زده‌ها و جان و هستى و ناموس از دست داده‌ها كه متضرر و ساقط همين قدرتمندان و حريم‌داران ميشدند . از همين نمونه ميتوان دريافت كه وقتى هيچ‌كاره‌ها بتوانند در لواى قدرت اين همه كارگان بچنان زره‌هاى پولادين مصونيتى دست يافته كسى را قوت احقاق حق از آنان نبوده باشد خود ايشان را چه تعديات و تجاوزات به مال و جان و هستى و نواميس مردم بوده چه انگل‌هاى خونخوارى ميتوانستند باشند ! اينك با يك حساب ساده كه جمعيت تهران را بيش از دوسوم اين افراد تشكيل ميدادند بروشنى ميتوان دريافت كه هريك نفر مرد كارآمد سواى خرج عيالات و منتسبان به خود جوركش چند تن ديگر بود ، و البته بايد دانست كه اين احوال خاص تهران فقط نميتوانست باشد كه شهرها و روستاهاى آن بمراتب از اين بدتر و متجاوزان و زورگويان و مفت‌خوران در آنها فراوان‌تر ميبودند ، چه مالكان و مباشران و كدخدايان و ( حق مولابگير ) ان و ژاندارم‌ها و مأموران وصول و ملانماها و غير آن در آنها زيادتر بوده ، حكمشان نيز جارىتر ميآمد ، سواى مواقع قشون‌كشى و حركت فوج و يورش نظاميان كه با عبور و ورود هريك از
طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 457 | جعفر شهرى باف