لباس سويل يا فرم » نبود كه قبل از مراجعه نخواهد تا اول نرخ حق و حساب و قيمت كار راهاندازى او را به دست آورد و هيچ مأمورى نبود كه قبل از پاسخ دادن به سلام مراجعهكننده اول به دستهاى او ننگريسته ، حالت با اطلاع ، بىاطلاعى وى را از شناسا ، يا ناشناسا بودن بوظيفهاش را به نظر نياورد .
در واقع اين گروه كثير كه تقريبا سروكار تمام احاد مملكت خواهوناخواه به نحوى با ايشان بود دلال محبتهائى بودند كه بايد قبلا درباره وظيفهشان با آنها به چانه زدن و توافق رسيد و گرنه در غير اين صورت هرگز چهره محبوب آن كار و تقاضا از نقاب حجاب بيرون نيفتاده آغوش وصال ميسر نميگرديد ، و در اينحالت واضح است هركس قدرت مالى زيادتر و توانائى بيشتر پرداخت خواستههاى آنان را داشت كارش دلخواهتر و پسنديدهتر بانجام ميرسيد و آنكس كه نداشت و يا شعورش بچنان احوال نميرسيد نه تنها ناكام مانده هرگز خواسته و حاجت و تظلمش روى روا و چارهسازى نميديد ، بلكه چه خسارتها و محروميتها و ستمبينىهائى هم كه نصيبش ميشد ، و از همين مختصر ميتوان دريافت چه حق كشىها و چه بيدادگرىها و چه ظلم و ستمهائى كه بطايفهء دردمند اينچنانى وارد شده ، چه حقها كه ناحق و چه ناحقها كه صورت حقانيت يافته ، چه آه و نالههائى كه از مظلومان بسمع ميرسيد !
كوچكترين اين حالات امور ميراث و خريد و فروش ملك و امور اوقاف و دادوستد املاك و مستغلات و تصرف و تصاحب آنها بود كه چون اداره ثبت اسناد و دستگاه شناخت اموال غير منقول افراد در ميان نبود هر قلدر و صاحب نفوذ و كيسهپرى كه چشم بر موقوفه يا خانه و ملك و ده و آبادى و زمين و دكان و مستغلات كسى داشت ميتوانست دم محضردار و مأمور حاكم و داروغهاى را ديده ، با دستيارى خود آنان شهود و شهادتنامهء اجاره و خريد و مالكيت آن محل را فراهم نموده با زور خود آنان آن را به تصرف درآورد و در صورت تصرف از تحويل آن به صاحب و قيم و يا وارث آن خوددارى نموده آن را به مهر و امضاى
طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 454
مساهمون: جعفر شهرى باف
ص٤٥٤