( تببر ) ها « 100 » و ( حاجتروائى ) ها « 101 » و ( انگشترآبزن ) ها « 102 » و تف به
هامش
( 100 ) . كسانى كه ميگفتند سيلى يا چوبشان تب را قطع مىكند و پولى گرفته سيلى يا يكى دو تركه به تبدار ميزدند .
( 101 ) . سيد نماهائى كه نذرشان را حاجتروا معرفى نموده ، چيزى قبلا تا برايشان دعا كنند گرفته و بقيهاش را پس از رواى حاجت ميگرفتند ، كه بالاخره بهر صورت كه كار طرف اصلاح شده بود او بكام رسيده بود .
( 102 ) . كسانى كه ميگفتند انگشترىهاى ارثى جهت رواى تمام حاجات دارند و پولى گرفته يكى از آنها را به آب زده ميدادند ، تا طرف خورده يا در خانه طرف و كجا و كجا بپاشد .