تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 437

مساهمون:

ص٤٣٧
خواهد داشت ، و اگر تحويل سال نو ميشد ، يا خانه‌اى تازه ميخريدند اول كسى كه بايد قدم در آن گذارد حتما لازم است سيد باشد ، و اگر ماه نو ميكردند ، بعد از رؤيت هلال ماه حتما بايد به صورت سيد نگاه كنند ، و اگر روضه ميخواندند بايد سيد بخواند كه ثوابش زيادتر مىباشد و اگر شمعى در سقاخانه ميخواستند روشن كنند بايد سيد روشن كند يا متوليش سيد باشد تا آنجا كه اگر سقّ بچه را ميخواستند بردارند حتما بايد سيد يا سيده بردارد و اگر اسم‌گذاران داشتند حتما بايد اسم او را سيد گذاشته يا اول سيد او را بنام گذارده شده صدا بكند ، الى آخر كه همه خيرات و بركات را در هر امر از سيد ميخواستند ، تا آنجا كه اگر ميراب محله‌اى سيد بود اهل آن خود را خوشبخت ميدانستند كه آب حوض و آب انبارهايشان را سيد مياندازد و آن آب به خوبى و خوشى كارسازشان شده از گلويشان پائين ميرود . تنها موردى كه سيد و سيده نامرغوب بود شوهر سيد و عروس سيد بود و ميگفتند آمد نيامد دارد و البته آن هم نه از جنبه خاص ، بلكه از جهت آنكه ميگفتند احترام شوهر سيد تا آن حد واجب است كه هر زنى از عهدهء آنها برنميآيد و كمترين آن اينكه تا او اجازه نداده زن نبايد جلويش بنشيند و احترام زن سيد تا آن درجه كه هنگام رفتن به رختخواب او حتما بايد مرد از پائين پايش داخل شده از بالاى رختخوابش قدم نگذارد و چون هركس نميتواند شرايط لازم احترام را درباره شوهر يا زن سيد به عمل آورد برايش خوش‌يمن نميگردد ، ولى اصل مطلب پرمدعائى و از خودرضائى آنان بود كه زن يا شوهر را از جان سير نموده كارشان به تلخى و طلاق ميكشيد . در اين صورت معلوم بود كه سيد چه ارج و مقامى در نزد مردم داشت و تازه اين سادات متعارف جامعه بودند و بايد ديد سادات اسم و رسم‌دار سرشناس ، از ملا و مجتهد و امام مسجد و مانند آن‌چه منزلتى داشتند و اين ارج و مقام چه احوالى براى مردم و تنبل‌ها و رموز جامعه بوجود آورده چگونه هرروزه در اثر نبودن سجل احوال ( شناسنامه ) و احصائيه و بنگاهى كه تميز سيد و ناسيد بدهد
طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 437 | جعفر شهرى باف