تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 434

مساهمون:

ص٤٣٤
از لشوش و اوباش محلات و نوچه‌هايشان كه از جيب اغنيا و كسبه و دست بدهن برس‌ها پيش قدم اين گونه امور بوده علاوه بر احياى شكم خود و خانواده‌شان از سرآمد آن گذران سرتاسر سال خويش را هم تأمين ميكردند . لشوش و منبرى دو گروه انفكاك‌ناپذير از هم را تشكيل ميدادند كه هريك حفاظت و پشتيبانى دستهء ديگر ميكردند ، چه اگر اوباش محلات كه بايد با زور و رو از مردم طلب خرج دسته‌ها و حسينيه‌ها كنند نبودند ، كار منبر جهت دستهء دوم بوجود نميآمد و چنانچه دستهء ملا و مداح و منبرى نبود چيزى نصيب اوباش و بيكاره‌ها نميگرديد . پس در هرجا بساطى از عيش و عزا برپا ميشد اول داش مشدىها و يكه‌بزن‌ها و بيكاره‌هاى محل بودند كه سر و كله‌شان در آنجا پيدا ميشد و پس از آنها گردانندگان آن مجالس كه اول آنها را طبقات گفته شده‌ى در بالا و آخرشان را ( كاسه باديه‌اى ) ها « 59 » و ( مفت‌خوددان ) ها « 60 » دربر ميگرفت .

سربارها

لفظ سربار شامل كسانى ميشد كه پول زحمت نكشيده بدست آورده و امر معاش جز از طريق فعاليت سودمند و مشاغل عام المنفعه و كارهاى مفيد ميكردند . اين
هامش
( 59 ) . در هر حسينيه يا هيئت سينه‌زنى و امثال آن ، يا جشن و عروسىاى كه خرجى مقرر شده ديگ‌هاى پلو به سربار ميرفت ، اگر يك‌سوم آن را اهل دسته و هيئت و سينه زن و مهمانان جشن و عروسى ميخوردند ، دو قسمت آن را لشوش و بيكاره‌ها و عربده‌كش‌ها و ولگردهاى محل ميبردند ، كه البته نه با درخواست و فروتنى ، بلكه با گردن‌كلفتى و پرروئى كه خود به آشپزخانه ريخته با ظرف‌هاى بزرگى كه با خود ميآوردند آشپزخانه را خالى ميكردند و در آخر كار هم كاسه ، باديه‌هاى نوچه‌ها و خانواده‌هايشان بود كه پشت در خانه آمده با دشنام و فضيحت طلب ميكردند . ( 60 ) . ثروتمندان و دست به دهان برس‌هائى كه عادت به مفت‌خورى را سرلوحه زندگى خود داشته اين گونه مجالس و گرفتن و بردن غذاى آن را مفت خود ميدانستند .