هشت ساعت يك مرتبه تعويض ميشدند و يا زيادتر از اينكه نفراتشان به طول هفته پست جيب پركنى را در اختيار گرفته هر بيست و چهار ساعت يك دسته از ايشان به سر و كيسه كردن مردم ميپرداختند .
قابل توجه است كه در خود مكه كه موطن پيغمبر اسلام ( ص ) و مدينه كه محل استقرار حكومتش بود ، همه عيالات خود غير از جناب خديجه را در آنجا اختيار نمود جز چند تن از اين امامزادهها « آن هم امام نه امامزاده » ديده نميشود ، آن نيز بدون تشكيلات و تشريفات و بيا و برو و اين مملكت را كه چند هزار فرسخ از آنجا فاصله است تا هفتاد هزار و زيادتر امامزاده جمع شده است ! همچنين وجود سيد و عمامه سبز و سياه كه كه در آنجاها يعنى مقر و موطن ايشان يكنفر به چشم نخورده در اينجا از سر و كول هم بالا ميروند ! اين امامزادهها به خاطر ستم حكام برپا شده و ملجأ و پناهگاهى بود كه مردم حل مشكلات و گرفتارىهاى خود را از آنها بخواهند و همين هجوم مردم به آنها هم بود كه شيادان را در محدودهء آنها گردآورده هريكشان را وادار مينمود تا به نامى به جيب كنى بپردازند : از جمله شمعفروش كه لدالورود جلو زوار دويده عرضهء شمع بكند ، و شمع روشن كن كه نياز گرفته شمع را روشن نموده و با دور شدن نيازمند آنها را خاموش كرده در ظرف مخصوص انداخته ، در فراغت سر آنها را پاك كرده دو مرتبه با دست ايادى خود يعنى همان شمعفروشها تجديد فروش نمايد . ديگر زيارتنامهخوان كه برايش پولى گرفته زيارت بخواند و درخواست پرداخت نذور اگر چيزى به گردن دارد كرده بهر صورت مبلغى از او دريافت نمايد . بعد از آن روضهخوان كه نذرهاى روضههاى نذر كردهاش را بخواند ، و پس از او قفلدار كه چيزى گرفته اجازهء بوسيدن قفل ضريح بدهد تا قفل و گره از بستگىهايش بگشايد .
پس از آن متولى كه مرتب بگرد ضريح گرديده ( نذر يادت نره ، نذرى يادت نره ) كرده زيارت كنندگان را وادار به انداختن پولى بضريح نمايد ، و ديگر
طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 440
مساهمون: جعفر شهرى باف
ص٤٤٠