( ختمبرچين ) « 56 » و ( دمدستى - سرپائى ) « 57 » و ( آشپز ) « 58 » و مانند آن گرديده ،
هامش
( 56 ) . كسى كه از روضه منبر و مكان بعد را ، چنانچه براى ميت در جا يا جاهاى ديگر هم ختم گذارده ميشد جار زده مردم را به محل بعد دعوت مينمود و چنانچه در همين مجلس خاتمه ميپذيرفت از حاضران اظهار امتنان نموده اجر خيرشان را از محمد و آل محمد ميطلبيد .
( 57 ) . فرمانبران آماده به خدمت در گوشه و كنار مجلس كه براى حاضران قليان و چاى و آب و مانند آن خبر كرده ، بين مجلس و آبدارخانه ، آشپزخانه رفتوآمد ميكردند .
( 58 ) . پزندهء غذا همراه شاگرد آشپز و زير ديگ روشنكن كه بمناسبت مقدار غذا جمعيتشان از سه چهار نفر به پانزده ، بيست نفر و زيادتر متغير ميگرديد ؛ اين آشپزها علاوه بر اجرت و خوردوخوراك آبگردانى هم داشتند كه در آن غذا براى خود كشيده هنگام رفتن ميبردند ، آبگردانى كه مطابق غذاى بيست نفر در آن از بهترين چيزها از گوشت و مرغ و روغن و زعفران جا داده شده ، رويش جهت لاپوشانى مقدارى برنج ميپاشيدند . اين آبگردانها متعلق به خود آشپزها بود و با ظروف ظرف كرايهبده نميآمد .