عمامهبسرها و فينهاىها و عرقچين ، عبائىها و شال سبزدار هم داخل آن ميشدند ، چه هيچ مرده و مجلس ختمى نميشد داير شده اين جماعات در آن دخالت نداشته باشند .
مردهخورها
اگرچه افراد ذكر شده اكثر از طبقهء مردهخور به حساب ميآمدند ، ولى مردهخورهاى واقعى حرفهاى آنها بودند كه كلا امرشان از اين طريق ميگذشت و براى كار خود حساب و كتاب و دفتر و يادداشت داشتند ؛ به اين صورت كه چون كسى در جائى درميگذشت فورا تاريخ آن را در محفظهء سينه نگاه داشته يا در دفترى يادداشت ميكردند . پس وقتى كه يكى در دوشنبهء فلان روز مرده بود فلان روز سوم و فلان روز شب هفت و فلان شب شب چلّه و فلان شب شب سالش ميشد كه بدون اشتباه و دردسر و از اين و آن پرسيدن واقف شده سر سفرهاش حاضر شده بردنىهايش را هم همراه ميبردند ، و به اين طريق از آنجا كه در هر محل لااقل در هر روز يكى فوت مينمود ، اينان همه روز و هفته و ماه و سال را خوان يغمائى داشتند كه از آن متمتع ميشدند و روزهاى دو ، سه مجلسه را هم مازاد آن را به فروش ميرساندند . قاريان و مداحان و نوحهخوانها هم دستهء دوم اين گروه را تشكيل ميدادند كه حساب مردگان را به همين طريق نگاه ميداشتند . بايد توجه داشت كه جلوگيرى اين جماعت در ورود به اين مجالس غير ممكن ميآمد ، چه اگر اندك جلوگيرى و سختگيرىاى در خواستههايشان به عمل ميآمد با بىآبروئى همه مجلس را بر هم زده مرده و صاحب مرده را صورت لكّه حيض ميكردند .
نذرىهاى گوشت گوسفند قربانى عيد قربانهاى حاجىهاى قربانى بكن و حلوا ، شلهزردهاى سالانهء همه ساله بدهها و مانند آن نيز در محفوظات و دفاترشان بود كه از دستشان درنرفته باشد ، و به همچنين آنچه را كه از هرجا ميتوانستند نقدى و جنسى و شكمى بدست آورند .