( طبقكش ) « 47 » و ( قاب و قدحى ) « 48 » و ( طاقشالانداز ) « 49 » و ( مجلسآرا ) « 50 » و ( سياهىكوب ) « 51 » و ( چراغچى ) « 52 » و ( آبى ) « 53 » و ( آبدستى ) « 54 » و ( سفرهانداز ) « 55 » و
هامش
( 47 ) . آنكس كه ظروف را حملونقل ميداد .
( 48 ) . قاب و قدح شامل دو گلدان بزرگ از چينىهاى مرغى اصل و يك قدح بزرگ از نوع آنها بود كه پس از گشودن طاقشالى در وسط مجلس روى آن قرار ميگرفت ، باينگونه كه قدح در وسط و دو گلدان دو طرفش نهاده ميشد و باوجود خود صورت عزا بمجلس ميداد ، بر اين طرز فكر كه مرده گل به قبرش ببارد و از آب كوثر سيراب بشود ، ولى هرگز در اين قدح و گلدانها آب و گلى قرار نميگرفت .
( 49 ) . طاقشان اگرچه جزء قاب و قدح بود ولى طاقشال مجلس ختم را متبرك و روح مرده را شاد مينمود كه مخصوص عمارىهاى دستههاى عزادار حسينى و يا از طاقشالهاى ( علامت ) « علم دسته » باشد و آنها هم در اختيار دستهگردانها يا علامتكشها بود كه بايد خود آورده خود ببرند و بابتش هم چيزى دريافت بكنند ؛ يكى از تجهيزات علامتها طاقشالهاى متعددى بود كه بر افقى صليب آنها آويخته ميشد ، كه آنها هم از طرف بزرگان و دايركنندگان حسينيهها بخلعت گرفته شده بود .
( 50 ) . ناظم و كسى از داش مشدىها و لوطىباشىهاى محل كه تمشيت مجلس را به عهده گرفته هركس را به جائى درخور تعارف مينمود .
( 51 ) . آنها كه مساجد و محلهاى ختم را كتيبههاى سياه كشيده جرز و ستونها و سردر و پايههاى دو طرف در ورودى آن را سياهپوش ميكردند .
( 52 ) . چراغ كرايهبده و شاگردانش كه مأمور روشنائى مجلس و مراقبت چراغها ميشدند ، مقدم بر همه چراغى بود كه بايد جلو در ورودى بعلامت بفرمائيد و دعوت فاتحهخوانان روشن بشود .
( 53 ) . شامل سقا كه با مشك آب مورد احتياج مجلس را تأمين مينمود و دومكس يا كسانى كه آبخورى آب خوردن ميان مجلسيان ميگرداندند ؛ آبخورى ظرفى سطلمانند بود با دهانهاى بازتر و شكمى اندك باريكتر و دستهاى بكمر كه بين يكونيم تا دو سطل آب ميگرفت و همه از آن با دست بدست دادن آب ميخوردند و چون خالى ميشد ( آبى ) آن را دومرتبه پر مينمود .
( 54 ) . كسى كه در شروع و خاتمهء غذا ميان حاضران آب دست كه شامل آفتابه لگنى مسى ، يا برنجى ، يا ورشو ، يا نقره و طلا بود ميگرداند ، به اين طريق كه لگن را جلو شخصخواهان نهاده از آفتابهء آن آب به دستش ميريخت و در خاتمه حوله يا لنگى كه از جلو كمر آويخته بود براى خشك كردن دست دهان تعارفش ميكرد ؛ لگن آن چيزى مانند كلاه شاپو با لبهاى پهن و زينت شده با بالاآمدگى اندك لب و كنگره دادن دور آن و گاهى قلمكارى شده كه در مشبكى روى آبگير آن قرار ميگرفت و آفتابهاش مانند گلابپاش در گردنى دراز و دستهاى از بالاى گردن تا زير شكم و لولهاى بلند لب بجلو برگشته و درى گنبدى شكل لولائى كه بر دهانه آن قرار گرفته مانع ريختن آب آفتابه هنگام دولا كردن ميگرديد .
( 55 ) . متخصص ترتيب دادن سفره كه براى هرچند و چندين نفر به چه طول و عرض سفره بيندازد و اسباب سفره را از بشقاب پيشدستى و ظروف پنير و سبزى و مخلفات چگونه قرار داده ، اغذيه را در سفره به چه صورت جاسازى نمايد ، كه همه را بهمهچيز دسترسى بوده باشد ، كه خود اين شامل دستيارانى نيز ميگرديد كه ظروف و غذاها را از آشپزخانه دست بدست داده سر سفره بياورند و در خاتمه صحيحا و سالما بجاى اول بازگردانند .