تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 416

مساهمون:

ص٤١٦
لباس فلان زن در مجلس ديده و زر و زيورهاى وى را مطالبه كرده سر دادوقال و حرف و نزاع را باز ميكردند و عروس‌ها و دامادها آماج تيرهاى سخنان مادرشوهر ، خواهرشوهر قرار گرفته سركوفت سرزنش‌هاى سفيدبخت‌هاى مجلس و خوش‌گشته‌هاى جمع كه از عروس و دامادهاى خود تعريف كرده بودند قرار ميگرفتند ، و همچنين در خاتمهء همين مجلس‌ها هم بود كه گاهى با حرف و سخن و خوب‌گوئى بدگوئى از كسى آن شخص از هوو و عروس و دختر و زن و منسوب هركه بود اگر ديو بود فرشته و ملائكه شده ، اگر ملك و فرشته بود بگونه‌ى ديو دو سر درآمده بدترين عيب و ننگ و نامه‌ها به آن نسبت داده شده به صورت بدترين و زشت‌ترين و بدنام‌ترين افراد درميآمد . سوم مهمانىهاى فاميلى بود كه زن و مرد و پير و جوان و بچه و بزرگ درهم لوليده قال و مقال راه ميانداختند ، شامل فقط خوردن و سر بچه‌ها داد زدن و شيرخواره‌ها را تروخشك كردن آنها و اينكه صاحب‌خانه به پخت‌وپز و بيارو ببر پرداخته و واردان نوش جان نموده دردسر بدهند ، بدون هيچ منظور و مناسبت و بىآنكه هيچگونه بحث و فحص و امثال آن صورت گرفته فايده‌اى از آن ملحوظ بشود و از چند روز جلوتر صاحبخانه بفكر تهيه تدارك آن بوده تا چند روز بعد ريخته واريخته‌ها و كثافت‌كارىها آنها را شست‌وشوى و جمع‌وجور و جبران بكند . در هر حالت همه مهمانىها كلا شامل خوروخواب و ريخت‌وريز و سخنان بىپايه و اساس و برنامه و بدون آنكه چيزى دستگير طرفين بشود . عيبناكتر از همه آنكه هرگز در اين گونه جلسات و مهمانىها سخنى از علم و دانش و كتاب و عقل و نقل و مثل آن بميان نميآمد !

اوقات به عيادت و به مهمانى رفتن

چون ميخواستند بعيادت بيمار روند قبل از ظهرها بهترين اوقات آن بود چه آفتاب رو به بلندى ميرفت و ميگفتند بيمار زودتر بلند مىشود ، و بعد از آن‌دو ، سه ساعت