تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 415

مساهمون:

ص٤١٥
پارچه و دوخت‌ودوز آنها و زيورآلات از النگو و گوشواره و سينه‌ريز « 17 » و مريمى « 18 » و دستبند « 19 » و بازوبند « 20 » و انگشتر و خلخال « 21 » و بزك‌دوزك خود و سايرين و فخر و افاده‌فروشى و سبك و بىمقدار نمودن اين و آن و غيبت و بدگوئى دوست و آشنا تا مجلس تمام بشود ، و در اين مجالس هم بود كه از همان ساعت جدا شدن مجتمعان و به خانه برگشتن‌هايشان بگومگو با شوهرها و دختر و پسرها و عروس و دامادها شروع شده ، زن‌ها از شوهران از نوع رخت و
هامش
( 17 ) . گردن‌بندى با پولك‌ها و منگوله‌ها و سكه‌هاى فراوان كه حلقه آن‌كه از مفتول طلا بود بدور گردن بسته شده اشيائش به روى سينه افشان ميگرديد . ( 18 ) . سكه‌مانندى به اندازهء سكه‌هاى پنج‌قرانى نقره‌هاى آن روز ، زيور يافته كه با زنجير از گردن ميآويختند . ( 19 ) . النگوئى از سكه‌هاى طلا و مثل آن . ( 20 ) . النگومانندى اما يكپارچه مانند تسمه ، از طلا كه بشكل‌هاى مار و سوسمار و غيره ساخته شده به بازو ميبستند . ( 21 ) . تسمه‌اى از نقره با زنگوله‌هاى كوچك كه به مچ پا ميبستند .
طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 415 | جعفر شهرى باف