تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 412

مساهمون:

ص٤١٢
مهمان : وخت بسياره بازم خدمت ميرسم ، يا ميرسيم ، حالا نوبت شماس ، بفرمائين كى تشريف مييارين ؟ صاحبخانه : مگه ميخوائيم لقمه پس بگيريم ! مهمان : اين چه حرفيه ، ميخوائيم زيارتتون كنيم . صاحبخانه : چشم خدمت ميرسيم . مهمان : نه ! ! اينكه تعارفه وختشو معلوم كنين بدونيم . صاحبخانه : گفتم كه خدمت ميرسيم ، حالا دير نميشه ، تازه خدمتتون بوديم . مهمان : اين نشد تا نگين پا بيرون نميذاريم . صاحبخانه : چه بهتر ، ما از خداى دو جهون ميخوائيم شما تشريف نبرين . مهمان : جون خانوم كوچولو ، يا آقا كوچولو ، يا فلان و فلان « هركه عزيزتر بود » وختشو بگين كى منتظرتون باشيم ، نترسين ما مث شما براتون شيلون نميكشيم . صاحبخانه : ديگه چوب‌كارىمون نكنين ، ما كه كارى نكرديم . مهمان : ديگه ميخواسسين چيكار بكنين . ( در حالىكه پا به پاى هم تا دم در ميآمدند . ) صاحبخانه ميگفت : اما اين خيلى بد شد به اين زودى رفتين . مهمان : نه ! خيلى هم خوب بود و خوش گذشت . صاحبخانه : خونهء خودتون بود . مهمان : خونهء اميدمونه ؛ خب ! خداحافظ . صاحبخانه : راس‌راسى تشريف ميبرين ! مهمان : آره ديگه مرخص ميشيم ، شمام بفرمائين تو بده رو پا وايسادين . صاحبخانه : خوش‌آمدين ؛ به سلامت ، قدم به چشم ، بازم ازين كارا بكنين . همچنانكه تا وسط كوچه و جلوتر مهمان يا مهمانان را بدرقه كرده يا ميكردند « 10 » و از اين گونه تعارفات ردوبدل ميشد ، كلمات آخرين كه صاحبخانه
هامش
( 10 ) . رسم بود كه مهمان را تا هفت قدم بدرقه ميكردند و اين كمترين رقم قدمى بود كه طبق روايات در اين خصوص بايد مهمان را بدرقه بكنند . همچنين دربارهء جنازه و نعش از رسوم بود كه با ديدن آن بايد دست‌كم هر بيننده آن را تا هفت قدم تشييع بكند « توضيح آنكه درباره حركت جنازه بگورستان هنوز اتومبيل نعش‌كش و مانند آن پيدا نشده بود و مردم جنازه‌ها را با دوش حمل ميكردند » .