تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 409

مساهمون:

ص٤٠٩
مهمان : بوى شمارو آوردم ، يا آورديم . صاحبخانه : بفرمائين ، بفرمائين تو در مهمونخونه وازه . مهمان : خدا اين در خونه‌رو هميشه و از نيگر داره ، يا : گشاده باد به دولت هميشه اين درگاه ، به حق اشهد و ان لا الاه الى اللّه . صاحبخانه : بفرمائين بالا . مهمان : همين دم نشست‌م ، همينجا خوبه ، بالا پائين نداره . صاحبخانه : نه ، نه ! نميشه ، چرا خجالتمون ميدين . مهمان : خجالت مال دشمنتون باشه . صاحبخانه : بفرمائين دهنتونو تازه كنين . مهمان : قربون دستتون چرا زحمت كشيدين . صاحبخانه : قابلى نداره بفرمائين . مهمان : صاحبش قابله . صاحبخانه : چرا چيزى نميخورين ، بفرمائين ! مهمان : صرف شد ، بفرمائين خودتونم بشينين . صاحبخانه : در خدمتم ، يه چيزى بذارين دهنتون . مهمان : همه‌چى صرف شد خدا زياد كنه . صاحبخانه : اى بابا چرا چيزى نميخورين ! مگه روزه گرفتين . مهمان : شما خودتون بفرمائين همه‌چى ميخوريم . صاحبخانه : خب حالتون چطوره ؟ مهمان : الحمد لللا . صاحبخانه : حالتون خوبه ؟ مهمان : اى ! بد نيسسيم . صاحبخانه : دماغتون چاقه ، خوبين ، خوشين . مهمان : به خوشى شما . عيبى ندارم ، يا نداريم .