تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 407

مساهمون:

ص٤٠٧
شامل حال عموم ميدانستند از منفعل ساختن ميزبان احتراز جسته بىوقت و بىموقع يعنى سر ظهر و بعد از غروب به خانه كسى نميرفتند . درباره مهمانى و حرمت مهمان و پذيرائى مهمان همين مختصر بس‌كه اگر كسى تنها دو اطاق در اختيار داشت يك اطاق آن را با بهترين و عزيزترين اسباب و اشياء خود جهت مهمان آماده مينمود و خود حتى با چند سر عيال ، مانند زن و پسر و دختر در اطاق ديگر سر مينمود ، اگرچه سال تا سال هم مهمان نداشته يا كسى به او نرسد و نرسيده باشد . همچنين از فرش و زيرانداز و روانداز و اسباب سفره و اسباب اطاق از پرده و زينت‌آلات و اسباب طاقچه « 8 » و لحاف و تشك و مانند آن بهترين و دست‌نخورده‌ترينش اختصاص بمهمان داشت و جز در جهت پذيرائى مهمان به كار گرفته نميشد اگر خود جهت رفع حاجت لازم شود از همسايه قرض كنند ، بهمين‌گونه از خوردنى و نوشيدنى و مانند آن‌كه باز بهترينش جهت مهمان مخصوص ميگرديد ، آن هم باتعارفات پىدرپى و اصرار و ابرام بيحد و اندازه ، تا آن درجه كه مهمان را متأذى ميساختند . شربت را نگذاشته چاى ميآوردند و استكان چاى را نبرده شيرينى و آجيل ميآوردند و آنها را مهمان مشغول نشده بود ميوه و هرچه در خانه داشتند و يا فراهم كرده بودند حاضر ميساختند ، همراه تعارفات يكسره از طرف ميزبان و اطرافيان آن و قسم آيه‌هاى پشت سر هم كه جان من و مرگ فلان و سر فلان از آن دوست نداشتيد از اين بخوريد ، و آن چيز فراخورتان نبود از اين ميل كنيد ، بدتر از اين بر سر
هامش
( 8 ) . از رسوم بود كه طاقچه‌هاى اطاق ، مخصوصا اطاق مهمانخانه را با ظروف چينى و بلور و نقره و طلا و مانند آن‌كه همه را دورتادور آن و روى هم و بالاى هم در آنها چيده جا ميدادند مزين ميساختند ، و هرچه اين اسباب كه شامل هر نوع شكستنى از لاله و لامپا تا بشقاب و كاسه و قورى و استكان نعلبكى بود زيادتر در طاقچه‌هاى خانه كسى چيده شده بود تشخيص او زيادتر ميآمد .