خداحافظى از او هم پولى بنا به اقتضاى حاجت بيمار يا كرم خود زير تشكش سر ميدادند . اگرچه گل بردن و گلدان بردن را در هيچجا چه در عيادت بيمار و چه در حضور در جشنهاى عقد و عروسى و مانند آن مقتضى نميدانستند و ميگفتند بجاى گل و گلدانى كه به هيچ درد صاحبخانه نخورده در چند روز از بين ميرود چيزى بايد برد كه بدردشان بخورد ، اگرچه يكدست استكان نعلبكى يا كاسه بشقاب يا جاجيم و پتو و مثل آن باشد .
قابل توضيح است كه اگر اين رسم طبقهء پائين و متوسط مردم بود ، لاكن طبقات بالاتر و متمكن مملكت نيز از آن مستثنى نبوده هرگز در چشمروشنىها و در ملاقاتها و عيادتها اگر چيزى ميبردند ، چيزى مانند گل كه تنها جنبهء خوشآيند آنى گيرنده يا صاحب منزل را داشته باشد در نظر نگرفته بلكه بدردخورى و مفيد فايده بودن و در ياد ماندن آن را ملحوظ ميداشتند ، از جمله تكپايه « 1 » ، دوشاخه ، سهشاخه ، جار « 2 » ، قاليچه ، گلدان نقره ، سرويس چينى
هامش
( 1 ) . لالههائى در يك پايه و يك كاسهء لاله كه يك شمع در آن روشن شود ، كه در رنگهاى مختلف و ساخت و تراشهاى گوناگون در بلورفروشىها در معرض فروش قرار داشت .
لالههائى بقول امروز ( كريستال ) از بهترين ساختها و تراشها و گل و برگها و زينتدهىها كه به كار قرار دادن ميان سفره ميآمد . دو شاخه و سه شاخه تا پنج و ده و چهل شاخهء آنكه هم ديوارى و آويزى و هم زمينى بود به همين صورت كه از دو و سه تا پنج شش تومان كه بلژيك و مانند آن ميآمد ، در قيمتهاى هر شاخه از دو و سه تا پنج شش تومان كمكارترين و نامرغوبترين آنها امروزه تا شاخهاى پنج ، شش تا سى و چهل هزار تومان قيمت پيدا كرده است .
( 2 ) . لالهء چند شاخه ، همچنين چراغهاى بلندپايه مرمرى با انبار نفت بلور و سرپيچ گردسوز و حبابهاى رنگين را كه بعد از لاله آمده بود جار ميگفتند . جفتى چهار تومان و به قيمت امروز چنانچه سلامت و از نوع اعلايشان يافت شود تا هفتاد هشتاد هزار تومان خريد و فروش مىشود .