تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 404

مساهمون:

ص٤٠٤
تا اعيان و رجال چپاولگر آن مهاجمى بودند كه بر مال و آبروى هيچكس ابقاء ننموده خرجشان با تهرانىها جدا و حسابشان با بوميان سوا ميآمد .

شرايط عيادت و ملاقات

اين نيز عادات و آدابى بود كه مردم تهران در امور مختلف بدان پابند بوده رعايت ميكردند . اگر بملاقات بيمار ميرفتند حتما چيزى در خور وضع طبيعت و ناخوشى او همراه ميبردند . مثلا اگر بيمار تب حصبه و مطبقه و يرقان و زردى و دردهائى امثال آن داشت كه از گرمى مزاج و حرارت جگر و مانند آن حادث شده بود ، بمناسبت فصل گرمك و هندوانه و خيار و ليموشيرين و ليموترش و آب‌ليمو و امثال آن ميبردند و اگر مريض را ضعف و سستى و ناتوانى و ناراحتىهاى عضلانى و روحى و شبيه آن بود ، سيب و گلابى و به و مركبات ( پرتقال و نارنگى و خانوادهء آن ) فرستاده يا ميبردند و هراينه اطلاعى از چگونگى مريض نداشتند على الحساب يك يا چند شيشه شربت‌آلات از قبيل شربت بهارنارنج و شربت به‌ليمو و شربت ترنج و ريباس و شربت آلبالو همراه ميكردند و اگر قواى عقلانى و توان فكرىاش را از دست داده بود شيرينىجات ، امثال باقلواى گردو و باقلواى پسته و پستهء خام و چهار مغز ( مغز گردو ، مغز پسته ، مغز بادام ، مغز فندق ) و نبات ميبردند تا قاووت كرده بخورانند ، و باز در بىاطلاعى از حال بيمار چند جوجه مرغ يا جوجه خروس ، كه جوجه مرغ را جهت بيماران سردمزاج و جوجه خروس را براى مرضاى گرم‌مزاج ميبردند و ميگفتند در هر صورت هرگونه مريض را اين دو به كار ميآيد ، و هرگز در عيادت بيمار گل و گلدان و امثال آن نميبردند ، چه اولا اين رسم كه از اروپائيان در اين مملكت رواج يافت هنوز باب نشده بود و ديگر چيزى را كه به كار بدن و صحت بيمار نيايد شايستهء بردن نميدانستند . بيمارانى را هم كه چندان بضاعتى نداشته ميخواستند عيادت كنند علاوه بر دست پر رفتن كه حتما چيزى برايش همراه ميبردند هنگام