تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 399

مساهمون:

ص٣٩٩

روابط عمومى تهرانيها

روابطشان با هم بسيار حسنه ، بجز در موارد اختلافات دسته‌بندىها و چشم هم‌چشمىها و رقابت‌هاى خودنمائىها ، در تعزيه‌دارىها و زير علم كتل ، مشعل رفتن‌ها و كشتىگيرىها كه آن نيز با اندك گذشت زمان و واسطه شدن و ميانه گرفتن بزرگتر و ريش‌سفيدى بر طرف گرديده صفا و يگانگى و مودت و محبت جانشين آن ميگرديد . دوستىهايشان بىريا . مهمانىهايشان بىحيله و منظور . گفتگوهايشان صادقانه . معاشرت‌هايشان صميمانه . همه از حال هم بااطلاع . دست بدهن‌ها دستگير فقرا . گردن‌كلفت‌ها و لوطىها و داش‌مشدىها حامى ضعفا . همه آشنا و دوست و يگانه و خوش‌برخورد بطوريكه اقوام طبقه اول بهم برخورد ميكنند . صبح تمام اهل كوچه با هم سلام و عليك ميكردند چنانچه گوئى از اجتماع يك خانواده ميباشند . ساكنان خانه‌ها آنچنان با هم الفت و صميميت ميورزيدند كه گفتى برادران و خواهران يكدگر ميباشند . چيزى بخانه‌ها و اطاقهايشان نميآمد مگر آنكه مقدارى از آن را تعارف همسايه‌ها نمايند و غذائى نميپختند مگر آنكه كاسه‌اى ، بشقابى ، نعلبكىاى تكه‌گيرى و لقمه همسايه‌گى كه ميگفتند ( تكهء همسايه بوى روغن غاز ميدهد ) نمايند . اگر بملاقات كسى ميرفتند بدون هيچ ريب‌وريا و فقط بخاطر وجود خود او بود كه به وى ارادت و