تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 351

مساهمون:

ص٣٥١
خواب و عيش و استراحت را برپا ميكردند و اگر قرار غذا با زنها بود بهترين غذاها را تهيه كرده همراه سماور جوشان و سفره و سماط مرتب كه آماده ساخته بودند خستگى كار را از تن مرد بر طرف ميساختند . به هر تقدير ، چه زندگيشان حقيرانه و فقيرانه ، چه تاجرانه و بزرگانه از آنجا كه راضى و قانع و دور از چشم همچشمى و دردسر تجملات بودند . طبق ضرب المثل زمان خودشان يك لب داشتند و هزار خنده و با هرچه زندگى را براى خود شيرين و دوست‌داشتنى و از هرچه شعر و شوخى و نمايشات ساخته در كار و بيكارى خود به آن مشغول ميكردند . در شعر زير كه براى ديزى و نان شوهر ساخته شده بود : شوهركم ديزى و نون آورده - همين از اين همون از اون آورده . زير عبا دسمال آجيل و نقل - زير قبا چوب قپون آورده !