دوروغگو لعنت . اين نمكو تو خلا انداختام اگه دروغ بگم . ديوثا خلاف ميگن . جاكشا زيرورو ميگن . . . و در آخر تا در هر صورت كت طرف را بسته باشد : باريك اللا . گلى بجمالت . يعنى آدم سر رفيقشم كلا ميذاره . پولشم نده ، زن قحبهها حرفشو ميزنن . . . در حالى كه باز اگر يك قرانش را هم طرف ميخواست كم بدهد با تو بميرى ، خودم بميرم صرف نميكند جلوش را ميگرفت !
خوشوبشها و تعارفات به كسبه
اين خوشامدگوئىهائى بود كه چون افراد به كسبه ميرسيدند جهت جلبنظر و رعايت او به زبان ميآوردند : اگر قصاب بود به محض ورود به دكانش ميگفتند :
تيغ برّا ( برّان ) . اگر نانوا بود : سلام عليكم شاطرآقا ، دستت درد نكنه . اگر صنعتكار و مانند آن : خدا قوت . خسته نباشى . اگر شيرينىفروش بود : كامت شيرين . اگر شيرينكار مانند ورزشكار و غيره : دست مريزاد . اگر مرشد زورخانه بود : ناز نفست . اگر ساززن و مثل آن بود : پنجهت بىبلا . اگر رقاص بود : حلالت باشه شيرى كه خوردى ، يا به شوخى حلالش باشه شيرى كه ترا خورد ! اگر خوشگل و شيرين حركات ، از زن يا مرد بود : باغش آباد شه آن باغبونى كه ترا پروروند . اگر مرشد قهوهخانه مانند نقال و سخنور و مشاعرهكن بود : نفست گرم ، ناز دهنت . اگر آوازهخوان بود : ناز نفست . نميرى الاهى . اگر شكارچى بود : ناز شستت . اگر حمامى بود : آبت جنبون ( جنبان ) . اگر ورزشكار و تازهوارد بود : صفاى قدمت . اگر مشترى در يكجا زياد جمع شده بود : بتركه چشم حسود . اگر اول شب بود : چراغ روشن . . . و در خاتمه معاملات هم بود كه اين جملات ميان فروشنده و خريدار رد و بدل ميگرديد ، كه فروشنده با گرفتن پول و تحويل دادن جنس ميگفت : خيرش را ببينى و خريدار جواب ميداد كه : خير از پولش ببينى ، و در مراحل ديگر كه با ادا شدن خير ببينى جواب داده شود خير از عمرت ببينى . . .