ميشدند .
دربارهء گوشبزنگ بودن در زدن مردان بايد گفت از آنكه زيادتر اطاقهاى خانهها را مستأجران تشكيل ميدادند براى آنكه با در زدنهايشان همه مجبور رفتن وا كردن و اينكه زن و مرد نامحرم با هم روبرو نشوند هر همسايه براى خود نوع در زدنى معلوم كرده بود . مثل اينكه يكى ، يك در و ديگرى دو در و آن دگرى دو در با فاصله و مثل آن بزند . و زنهايشان هم به همچنين تا بچههاى خودشان آمده باز بكنند كه لازمه توضيح زيادتر مىباشد . يعنى در و در زدن به شرايط گفته شده خلاصه نشده بلكه به همين ملاحظات و خاصه نيفتادن چشم زن و مرد نامحرم به يكديگر ، تا حد تعيين زن و مرد در پشت در براى درها دو كوبه معلوم شده بود . يكى براى مرد دراز و ضخيم و چهارگوش و سركلفت مشابه چكش با صداى زياد و يكى براى زن به شكل پنج هندسى ، با وسط به شكل خود بيرون آورده و پائين گلچهدار ؟ ! با صداى ملايم بم تا نتواند اشتباه رخ بدهد .
چنانكه براى خواب روى بام در تابستانها هم براى هريك از سكنه نقطهاى از بام مخصوص شده بود . همراه فاصله كه پوششى از پرده ، يا چادر ، يا پشهبند از يكدگر جدا ميگرديد . كه اين پرده و حصار براى خوابيدن و در غير خواب و موقع خوردن چاى و شام و وقتگذرانى كشيده نميشدند . بر اينكه زيادتر به دور هم جمع شده چاى و غذايشان را با هم ميخوردند .
پشتبام و جمع شدنى با يكرنگى درويشانه ، به دور از تفاخر و تو و منى ، با فضائى دوستداشتنى كه نور رقصان چراغهاى لامپا و فانوس بادى و لاله و گردسوز و مردنگىشان از جا ، جاى آن . با خوشوبش كردنها و تكه همسايگى براى هم فرستادنها و دور هم جمع شدنهاى صميميشان صفاى
طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 353
مساهمون: جعفر شهرى باف
ص٣٥٣