تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 348

مساهمون:

ص٣٤٨
شكافته على اكبر . به ريش پرخون على . به بدن پاره‌پاره‌ى حسين . به اين بركت . به اين سوى چراغ . به اين سوى تجلّى . به اين دونه‌هاى ناشمار . به حضرت عباس . به دوازده امام و چهارده معصوم . به قمر بنىهاشم . به اين نمك . به اين خونه‌ى خدا . به اين عزاخونه . به اين عزاى حسينى . به امام رضا . به امام حسن و امام حسين . به سر بريدهء صحراى كربلا . به موسى ابن جعفر . به صاحب الزمان . به امام هشتم . به تن تب‌دار زين العابدين . به دستهاى قلم شده ابو الفضل . . . كه مثلا اگر دروغ بگويم ، يا مايه‌اش خيلى زيادتر از اينهاست . يا جنسش اعلاست . يا بيشتر از اينها وارد شده است . يا اگر بتوانم بدهم . يا لنگه‌اش پيدا نميشود . يا اينقدر كار مىكند و امثال آنها كه همهء آن قسم‌ها هم دروغ و اظهاراتشان كذب و يكى از مطالبشان مقرون به حقيقت نميآمد و عين همين گفته‌ها كه از جانب خريدار و طرف مقابل عنوان شده ، بر اينكه : بيشتر از اين نميخرد و ندارد و پول بيشتر همراهش نيست و دكان بالائى كمتر از اين ميدهد و به مرگ خودش و به كربلا و مكه و مشهدى كه رفته اگر يك شاهى بالاتر پا بگذارد و همين پريروز از فلانكس به نصف اين قيمت خريده است و مانند آن كه ايشان نيز دروغ گفته يكى از بياناتشان صورت واقعيت نداشته بود .

قسم‌هاى دوستانه

اينها نيز قسم آيه‌هائى بود كه در معاملات خودمانى و دوستانه ردوبدل ميگرديد : به مرگ خودم . به مرگ خودت . تو بميرى . خودم بميرم . سبيلاتو كفن كرده‌م . بچه‌هامو تو گور گذوشتى . به امامى كه قفلشو گرفته‌م . به حسينى كه به پابوسش رفتم . به نمكى كه با هم خورديم . به نمكت قسم . به سلام و عليك . به دوستى و رفاقت . به سبيلاى مردونه‌ت . به جون بچه‌هات . به مرگ بچه‌هام . تا صبح نكشم . خبرمو واست بيارن ، كه مثلا اگر دروغ بگويم ، و در صورت نقبوليدن به طرف و گذشتن از اين مرحله : نامردا به رفيق تو بميرى دوروغ ميزنن . بر پدر