بجاى نامعلومى نقلمكان كرده است و گمان فرار مشترى از وقتى در دل طلبكار بوجود ميآمد كه بدهكار رو پوشيده راه خود را عوض كرده ، آفتابى نشده ، در پاسخ فرستادهى صاحب دكان جوابهاى نيست و خانه نيامده و امشب نميآيد و صبح زود از خانه بيرون رفته و امثال آن را از خانواده و اهل خانهاش ميشنيد ، و مخصوصا از هنگامى قطع اميد مينمود كه كار از توقع و تمنا و خواهش و درخواست نسيه بر گذشته به آوردن باديه بشقاب و خردهريز خانه و ابزار كار به گرو ميرسيد .
علاوه بر اينها اشياء و ابزار دكاكين و كارگران از جمله قيچى خياط و مشته و گاز و درفش كفاش و رنده ، اره تيشهى نجار و مثل آنكه هميشه تعدادى از آنها در زير پيشخوان بقال و عطار و نانوا به گروى جنس آمده دسته شده بود تا چه وقت فرجى شده پولى رسيده از گرو بيرون آورند !
ناهار كسبه
اكثرا كسبه بجز آنها كه از فقر يا خست انزوا گزيده داخل ديگران نميشدند ناهار را بطور ( دانگى ) با هم خورده از پختنى و حاضرى يكجا تهيه كرده چند نفرى صرف ميكردند و اين دو خاصيت داشت كه اولا ارتباط دوستيشان با هم تحكيم ميگرفت و ديگر سهم كمترى ميپرداختند و پس از اين تحريك اشتهاى زيادتر و اينكه غذا را با لذتتر ميخوردند ، چه ترس عقب ماندن از رفقا و مغبونيت در پرداخت دانگ همگان را وادار به پر خوردن مينمود و شايد هم روايت استحباب غذا را با ديگران خوردن و كراهت به انفراد به همين خاطر باشد . اما گاهى رندىهائى در اين غذاخورىها پيش ميآمد كه رفقا را ناراحت مينمود . مثل اينكه يكى قاتق زيادتر و نان كمتر مصرف مينمود و يا در آبگوشتخورىها كه غذاى همه روزه را تشكيل ميداد يكى در موقع نان ريختن در آبگوشت كه نانها را به يك سمت ، يعنى طرف رفقا ريخته چربىها را به طرف خود ميكشيد ، يا چند لقمه