تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 343

مساهمون:

ص٣٤٣
كارگران از جانب كارفرمايان و به امروز و فردا گذراندن و ديگر تأخير حقوق كارمندان و نوكران دولت كه گاهى حقوقشان شش ماه و يكسال و دو سال عقب ميافتاد و در آخر هم كاه و ينجه‌ى دهات و گچ و آجر كوره‌پزخانه‌ها حواله‌شان ميگرديد و بالاخره استيصال كسبه از اينكه اگر سخت‌گيرى كرده نسيه ندهند در كسب و كارشان بسته دكانشان تعطيل ميگرديد و در نهايت پرروئى و سماجت لشوش و اجامر و اوباش و گردن‌كلفت‌ها و لوطىباشىها و يكه‌بزن‌ها و فراش‌نايب‌هاى محل كه چه كاسبى باشد بتواند از توقع نسيهء آنها رو برگرداند گردانده و خود اين بهانه‌اى براى ديگر نسيه‌بران تا به جسارتشان بيفزايند . اينها نيز تابلوها و نوشته‌هاى بىمصرفى بود كه كسبه براى جلوگيرى از نسيه‌بران جلو دكانها نصب ميكردند : امروز نقد فردا نسيه . نسيه نميدهم حتى به جنابعالى . نسيه و وجه دستى ممنوع . چه وجه دستى گرفتن از كاسب محل نيز يكى ديگر از رسوم بود كه درماندگىهاى خود را با آن به گشايش ميآوردند . و در آخر اين شعر كه اثرش از همانجا شروع شده بود كه خود كاسب مزد نوشتن آن را پيش نقاش نويسنده يا خطاط آن به نسيه گذاشته بود !
اى كه در نسيه‌برى همچه گل خندانى * پس سبب چيست كه در دادن آن گريانى من به صد خون جگر جنس فراهم كردم * تو به صد حيله‌برى نسيه عجب نادانى

چرب‌كشى ؟

همين نسيه‌بران نيز بودند كه بايد اجناسشان هم ( چرب ) كشيده شود . يعنى سر ترازوى متاع كاملا پائين آمده وزن جنس زيادتر از مقدار سنگ برآيد كه كسبهء حق‌بده و حق‌بگير را كه ميزان كشيده متاع را مطابق سنگ تحويل دهند نميپسنديدند و با جمله‌ى ( خيال مىكند طلا ميكشد ) او را طرد ميساختند ، ضمنا همين توقع چرب‌كشىها نيز بود كه كسبه را وادار به كم‌فروشى نموده هريك از سنگهاى خود چيزى كم كرده يا كفه‌ى جنس را سرك‌دار ساخته سربى ، آهنى ،