ابروسياه شده باشد ، و فايده اين وسمه و داخل صابون ريختن آن اين بود كه رنگ و حنا يا رنگ و روناس ، ابرو را قوت داده پرپشت ميكرد و چشم را قوت ميبخشيد اما اندكى رنگ مو را حنائى سرخ مينمود و وسمه آن نقيصه را نيز بر طرف ساخته آن را سياه شفاف ميساخت و زنگار چربى صابون به برق و جلايش ميآورد .
ابروكشى
نوع ديگرى آرايش ابرو مخصوص ابروهاى لنگهبهلنگه بود كه آن را كمكى از زير و رو برداشته ميانشان را كنده از هم جدا ساخته تيغه خنجرىشان ميساختند و چون اين گونه ابرو رنگ و روناس و وسمهپذير نميگرديد و رنگ وسمه دويده طاق ابرويشان را مكدر مينمود مغز فندق را سوزانيده سوخته آن را ميماليدند كه اين نيز ابرو را بسيار سياه و جالب توجه مينمود اضافه بر خاصيّت قوتش كه موى ابرو ديد چشم را نيرو ميبخشيد . « 35 »
سرخاب سفيداب
بعد از ابروكشى نوبت به سرخاب سفيدآب ميرسيد كه بهترين ايندو دارو از تبريز و روستاى سرخاب و اطراف آن ميآمد و طرز استفادهى آنها نيز چنين بود كه قبلا سفيداب را چندين روز در كاغذ پيچيده جلو راه ، زير فرش ميگذاشتند تا پرورده شده دست بهم گرديده بر روى صورت بنشيند و سپس سر انگشتان به آن زده از زير موهاى زلف تا زير گردن همهجا را با آن يكنواخت ميساختند و بعد از آن سرخاب را اندكى بر سر انگشتان سبابه و وسطى ماليده آهسته به روى گونهها تا
هامش
( 35 ) . و اين بيت در تأييد قوت وسمه براى چشم : كس نتواند گرفت دامن دولت به زور - كوشش بىفايده است وسمه بر ابروى كور .