تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 311

مساهمون:

ص٣١١
با حاضرىهاى متناسب با فصل ، مثل آبدوغ‌خيار و نان و پنير سركه‌شيره و نان انگور و نان هندوانه و نان خربزه و نان انجير و نان پنير سبزى يا اشكنه و آش‌ها ، مثل آش كشك و آش رشته و آش اماج و كله‌جوش . . . صرف ميكردند و غذاى پختنى و سنگين را براى شام ميگذاشتند ، و در هر صورت كه همان را هم زود علم كرده بقيه وقت تا آمدن شوهر را به قروفر ميپرداختند .

وسمه‌جوش

وسمه‌جوش پيالهء توگود لب كنگره‌اى بود كه وسمه « 31 » و آب را در آن ريخته بر روى آتش نهاده درش را گذارده مانند چاى دم ميكردند و ابروها را كه قبلا رنگ « 32 » و حنا يا رنگ و روناس « 33 » خيس كرده گذارده بودند با آن مشكى و براق كرده خوشرنگ ميساختند و اين نيز به اين طريق بود كه صاحب ابرو سرش را در لگنچه‌اى خم كرده زن ديگرى آب وسمه را در ميان صابون‌برگردان « 34 » كه توى آن را گود ساخته بودند ريخته از داخل آن با قاشقكى كه مخصوص همين كار بود لعاب وسمه كه در اثر مجاورت با صابون چربى و زنگار بسته بود به گوشهء بالاى ابروى وى ريخته به بقيهء نقاط ديگر ابروهاى پيوسته‌اش كه مد آن روز بود رسانيده از گوشه ابروى سمت لگنچه‌اش سرازير ميگرديد و مرتبهء ديگر سر را به طرف عكس اول برگردانده از خلاف آن شروع مينمود و اين كار همچنان ادامه يافته دائما سر را از اين جهت به آن جهت گردانده زن دستيار قاشق وسمه را به اين گوشه و آن گوشه ابروهايش مىرساند تا رنگ و حنا كاملا حال آمده بالازده
هامش
( 31 ) . نوعى علف كه خشك كردهء آن را سائيده براى رنگ كردن مو به كار ميبردند . ( 32 ) . سائيده‌ى برگى ديگر جهت رنگ مو . ( 33 ) . گياهى ديگر جهت همين منظور . ( 34 ) . نوعى صابون اعلا جهت سر و تن‌شوئى .