تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 309

مساهمون:

ص٣٠٩
نيافته بود و عذر و قهر و چيزى مثل آن مانع گرديده بود دست و رو را شسته در صورت لزوم تعويض لباسى كرده به كارهاى ديگر خانه مانند دوخت‌ودوز و وصله‌پينه و نو و كهنه نمودن و بچه‌دارى و مثل آن ميپرداخت .

لنگ حمام

دربارهء حمام و حمام‌روى و افتخار به آن براى زنها همين بس‌كه از بعد از رفتن مردها از خانه لنگ‌هاى سفيد و قرمز و قطيفه‌هاى تر و رطوبت گرفته‌اى بود كه در مراجعت از حمام جلوى در اطاقها به مفهوم حمام‌كارى شب و ازاله جنابت آويخته ميگرديد تا آنجا كه زنان سياه‌بخت و از نظر افتاده نيز جهت جلوگيرى از استحقار ديگران آنها را تر كرده به تظاهر ميآويختند ، چه عمل مقاربت هر شبه از واجبات و مسلّمات هر مرد بود كه همراه روايات و دستورات وارد شده بر او انفكاك‌پذير نميآمد . اگرچه آسايش فكر و آسودگى خيال و لاقيدى و بىخيالى و سلامت اغذيه و عدم دسترسى به زنان متفرقه و حفظ و امانت و ديانت و حقوق‌دانى و حق الناس‌شناسى و اينكه فقط توجه به زن خويش داشتن وادارشان به اين امر مستمر ميگردانيد ، تا آن حد كه حتى توقف يكشبه موجب وحشت زن از بيزارى مرد و سر بجاى ديگر داشتن او گرديده وى را پريشان‌خاطر ساخته وادار به سبب‌جوئى و چاره‌انديشى مينمود ، و مردان بسيارى كه در عذر و اعتذار زنانهء زن ، خوددارى نتوانسته وى را آسوده نميگذاشتند كه از بالاترين افتخار زنان در سفيدبختيشان ميآمد . چنانچه بر روى همين حساب هم هرگز نبايد رختخواب زن و مرد از هم جدا بوده بستر علاحده داشته باشند .

سلطان حقى ؟ !

سلطان حقّى كه در اثر كثرت استعمال سلطان نقى شده بود شيرينى ، يا وليمه و مهمانى خودمانى زنهاى خانه بود كه چون زنى بعد از اختلاف و قهر و كدورت و
طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 309 | جعفر شهرى باف